{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شادی من که میبینی مکرر است

این شادی من که میبینی مکرر است
از شدت شوق ملاقات رهبر است
پیک صبا مرا از آمدنت با خبر نمود
گفتا فلانی ساعت نه پشت این در است

در ملاقات با نگهبان
گفت ما دو همره در این سفریم
دو مبین ،ما دو یک نفریم
گر ستانی زمن تو همراهم
بر رود تا بر آسمان آهم

من گفتم :الا ای پیر فرزانه چه دیدی
بگو از آنچه دیدی و شنیدی
زیارت کرده ام روی ولی را
بدیدم اندر او نور علی را
بحق فرزند مولایم علی اوست
هوالحق اندرو عین هوالهوست
ولایت اندر او دارد تجلی
زنورش داده قلبم را تسلی
کتل پیموده کوه و کویرم
ولی عشق علی کرده اسیرم
دلی دادیم بهم ای داد و ای داد
چه آید بر سر این پیر و استاد
پس از بیست سال دیگر ناگهانی
ز اینجا میشود او آسمانی
بود جانبازی اش پیک سعادت
به غایت آرزو دارد شهادت
سرانجامش به خون آغشته گردد
جهان از رفتنش آشفته گردد
شود جسم نحیفش اربا اربا
ز بمب دشمن صهیون رسوا
ولی خونش نویدی از ظهور است
حضور اندر حضور اندر حضور است
نقاب از چهره مهدی میگشاید
سرود فتح و شادی می سراید
مداوا میکند درد جهان را
تمام درد پیدا و نهان را
قلم بردار و بنویس این حکایت
بگو کرده حسن زاده روایت
مکن انشا که این سر نهانی
خودش روزی شود حرفی جهانی
دیدگاه ها (۰)

جایگاه زن پیش آقای ما همین بودچقدر یک زن در انقلاب اسلامی می...

ردش کنیم؟مصلحته؟ حقه؟ نهدل متعلق به این جبهه استجان متعلق به...

🔹شعر بیست سال پیش علامه حسن زاده آملی از دیدار حضرت آقا و پی...

🏴 گوشه ای از زوایای شخصیتی آیت‌الله آقا سید مجتبی خامنه‌ای آ...

پیشگویی ۲۰سال پیش علامه حسن زاده عاملی ره

پس از بیست سال دیگر ناگهانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط