{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۳۶

*خلاصه رفتن خونه آنیا هم درباره اون قضیه اصلا براش مهم نبود به بکی هم‌ شانس آورد نگفت😂*
روز بعد
ویو لوید تو سازمان
*انیا و آیسا رفته بودن مدرسه و لویدم سازمان یورم شهرداری مثل وقت های عادی*
هندلر:وضعیت نقشهEچطوره؟حالا نقشه هایDو Fهم بگو باید بدونم

لوید:نقشهEمن واقعا نمیدونم اونا به هم حس دارن یانه ولی اونبار تو خونه باغ جاسوسی همه شون رو کردم آنیا و دامیان معمولی بود دمیتریوس و آیسا هم نگم برات
هندلر:واضح حرف بزن مامور تاسوگاره
لوید:خب..آم....راستش
هندلر:زود باش
لوید:وقتی داشتن میرقصیدن دمیتریوس صورتشو جلو برد و غیر منتظره آیسا رو بوسید
.هندلر(چشاش گرد شده بود)
هندلر:لپشو مگه نه(با خنده تلخ)
لوید:نه متاسفانه البته برای من و خوشبختانه برای نقشهD لبشو...‌‌‌‌....بوسید
هندلر:خیلی عجیبه دمیتریوس معمولا از دخترا خوشش نمیاد [مخصوصا از اونا که بهش میچسبن😂]
لوید:حالا چکار کنیم اما بعد از اونروز آیسا ازش متنفر شده
هندلر:باید کاری کنی عاشقش بشه
لوید:نمیتونیم رو دنیل کار کنیم؟
هندلر:از رییس سازمان میپرسم بهت خبر میدم
لوید :باشه
هندلر:حالا خیلی حرف زدیم الان یه ماموریت داری ساعت۳ ظهر باید بری با این ورزشگاه همه رو راه میده اگه از امتحان های اسونش درباره فوتبال رد بشی و هدف ماموریت اینه که بعد از بازی بری تو رختکن و یکی از اطلاعات مهم رو از کیف بازیکن تیم رقیبت در بیاری همین
لوید:اطاعت
فلش به ۳ ظهر
مربی تیمی که لوید توشه( حالا فکر کنید لوید تو رئاله ایده ای به ذهنم نرسید😂)
:خب اول هم تیمی ها تون رو ببینید و کمی بعد بازی شروع میشه
لوید[خب حالا هم تیمی ها رو بررسی کنم نه مهم نیست]
مربی:او ۲ نفر باقی مونده تیمتون هم اومدن
لوید روشو برگردوند و دید کسی نبودن جزززز

حال میده لحظه حساس قطع کنی البته این خیلی حساس نبود بار قبل دامیان گفت راستش اون حساس بود😗

حالا شرط پارت بعد
۳ فالو یعنی ۳۰ تایی بشیم💚
۶ کامنت
همین دیگه دوستون دارم باییی
دیدگاه ها (۶)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳۵دامیان:خب راستش من دوست دارم🍅🍅🍅آنیا:خب ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۳۴فلش بک به الان ویو یور و ملیندا ملیندا:...

"مشکلات خانوادگی" پارت ¹⁰[روز بعد لوید برمیگرده پیش هندلر]هن...

رمان حسم به تو....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط