{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی ،

زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی ،

چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند . . . .

حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد . . . .

حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند . . . .

ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده . . . .

به تکاپو می افتی . . . .

در غربت بیابان . . . .

در کوچ شبانه پرستوها . . . .

در لحظه وصال موج و ساحل ،دنبال عشق می گردی . . . .

دیر شده خیلی دیر . . . .

هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی . . . .

و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد . . . .

سالها چشمت را به رویش بسته بودی . . . .

و نمی دانستی و یا شاید نمی فهمیدی . . . .

امروز حرف حقیقت را باور می کنی . . . .

اما افسوس . . . .

افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده . . . .

آن کس که لذت یک روز زیستن و عاشق بودن را تجربه کند ،

انگار که هزار سال زیسته . . . .

و آنکه امروزش را قدر نمیداند ،

هزار سال هم به کارش نمی آید . . . . !
دیدگاه ها (۵)

ﺣﻀﺮﺕ آﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﻓﺖ ،ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ :ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ...

آقا ســـــــــلام . . . . !بازمنــم ، خاک پایــــتان . . . ....

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه...

ﯾﻪ " ﺩﻭﺵ ﺁﺑﮕﺮﻡ . . . ." ﯾﻪ " ﻣﻮﺯﯾﮏ ﻻﯾﺖ ﺍﺯ ﺣﺼﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧـــﻮﺩﻡ...

واکنششون وقتی که با دمپایی می زنینشون پارت ۲

پارت ۶:شب هایی از لس آنجلس"من عاشقت بودم، هستم، و خواهم ماند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط