{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آخر احساسی و سرچشمه خوبی

تو آخر احساسی و سرچشمه خوبی
من ساده دلی اهل خراسان جنوبی

تو ناب ترین سوژه ی زیبای تغزل
دلچسب ترین منظره ی تنگ غروبی

ای کاش بیایی که دلم بال بگیرد
پرواز کند روحم از این لانه چوبی

یعنی که چو باران به لب خسته بباری
تا گرد غم از خاطر افسرده بروبی

من بی تو و بی یار و رقیبم شده یارت
ای کاش که من یار شوم با تو و او بی ..

ای کاش کمی پر کنی این فاصله ها را
میخ دل ما را به دل خویش بکوبی

رخ بر رخ و لب بر لب و آغوش در آغوش
استغفر الله و ربی و اتوبی

ایراد ز اقبال بد ماست وگرنه
تو آخر احساسی و سرچشمه خوبی

جعفر کبیری
دیدگاه ها (۱)

گوشِ عاشق تَشَرِ یار شنیدن بلد استمرغِ طوفان دلِ امواج پ...

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست د...

اگر چشمت شب یلداست،من درگیر پاییزمکه هر شب پشت یک شیشه، برای...

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،نم نمک " شاپرکی " خوشگل و...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط