{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...🗣

...🗣
برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی
و لازم تر از نفس.
عزیز دور،
عزیز دست نیافته،
عزیز بوسیدنی،
عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم.
باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم؛
بسیار،
بسیار...

❤ ❤
دیدگاه ها (۱)

💭دلم می‌خواست یک نفر آرام و شمرده توی گوشم زمزمه میکرد: "دنی...

.نمی دانم تنهایی کجا پیدایم کردپشت کدام پنجره غافلگیرم کرد د...

من زندڪَے را در عشق عشق را در قلبقلب را به خاطر اینڪه خانه...

«تــــو» آنقدر زیباییکه وقتی نگاهت می‌کنم حسرت می‌خورم چرا ت...

*زیر نور خاموش سئول.. فصل دوم... کتابخانه‌ی مدرسه همیشه خلوت...

«به امید دیدار» خودم این سو و دلم جایی در این حوالی، روی دو...

چندپارتی نامجون درخواستیوقتی بین تو و داداشت فرق میذاشتpart ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط