بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
آیا انبیای الهی، اعتقادات کفار و مشرکان را محترم شمردند، یا برای تمامی سلایق در فرهنگهای جاهلی، احترام قائل شدند، یا اساساً برای از بین بردن این انحرافات و جایگزینی حق، خیر، صلاح و اصلاح فرستاده شدند؟!
الف)- ابتدا باید دقت نمود که تفاوت بسیاری بین سلیقه با عقیده وجود دارد. سلیقه، مبتنی بر ذوق و پسند میباشد؛ مانند ذوق و پسند در چینش یک اتاق، یا چیدن سفره، یا پوشش؛ اما عقیده ؛ یا مبتنی بر عقل و قلب فطرت و وحی میباشد، یا مبتنی بر هوای نفس. لذا عقیده، به هیچ وجهی سلیقهای نیست؛ بلکه مبتنی بر چگونگی نگاه، انتخاب و باور میباشد.
ب) -نه فقط در ایران، بلکه در سرتاسر جهان، بیشتر کسانی شعار آزادی سرمی دهد که به انحرافات اعتقادی و عملی و هنجار شکنی تمایل دارند و میخواهند این انحراف خود را با واژۀ زیبای آزادی، پوشش دهند و توجیه کنند! این در حالیست که خودشان نیز می دانند آزادی محض، وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد؛ لذا آزادی در هر فرهنگی، با حدودش تعریف شده و در چارچوبی قرار گرفته است.
همینطور است شعار محترم بودن تمامی عقاید که بیشتر از سوی کسانی مطرح میشود، آنان که عقاید باطلی دارند؛ عقایدی که عقل، قلب، وحی، علم، فرهنگ عمومی و انسانیت آنها را فاسد - تباه می شناسند. این گروه، برای آن که از سویی به حضور خود رسمیّت ببخشند و جایگاه خود را در جامعه تثبیت کنند، و از سویی دیگر توجهات را به خود جلب کنند، میگویند: هر عقیدهای محترم است و باید به عقاید دیگران احترام گذاشت! و البته مقصودشان از دیگران، فقط خودشان میباشد.
این که برای عقیدۀ خود احترام قائلند، یک مقوله است، اما چرا مدعی هستند که دیگران نیز باید به عقیدۀ آنها احترام بگذارند؟! مگر خودشان به عقاید دیگران احترام میگذارند؟!
چرا مدعیان احترام به تمامی عقاید، به ویژه نظامات سلطه، برای عقاید بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان، نه تنها هیچ احترامی قائل نیستند، بلکه آنها را به خاطر همین عقاید پاکشان قتل عام میکنند؟!
علت اصلی جنگها :
هرگز گمان نشود که علّت اصلی وقوع جنگها در سرتاسر گیتی، به خاطر تصاحب زمین، یا ثروت ملّی میباشد؛ بلکه ریشۀ همه آنها، در همان تضاد عقاید میباشد! دعوا همچون زمان فرعون و حتی پیش از آن دوره، بر سر ربوبیّت است! در هر دورهای، فرعون بزرگ در رأس و فراعنۀ کوچکتر و وابسته به او در زیر مجموعه، ادعای ریاست، مالکیت، صاحباختیاری و حق تدبیر امور ربوبیّت مینمایند؛ یک عده تسلیم میشوند و یک عده که معتقدند و میگویند:(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
آیا انبیای الهی، اعتقادات کفار و مشرکان را محترم شمردند، یا برای تمامی سلایق در فرهنگهای جاهلی، احترام قائل شدند، یا اساساً برای از بین بردن این انحرافات و جایگزینی حق، خیر، صلاح و اصلاح فرستاده شدند؟!
الف)- ابتدا باید دقت نمود که تفاوت بسیاری بین سلیقه با عقیده وجود دارد. سلیقه، مبتنی بر ذوق و پسند میباشد؛ مانند ذوق و پسند در چینش یک اتاق، یا چیدن سفره، یا پوشش؛ اما عقیده ؛ یا مبتنی بر عقل و قلب فطرت و وحی میباشد، یا مبتنی بر هوای نفس. لذا عقیده، به هیچ وجهی سلیقهای نیست؛ بلکه مبتنی بر چگونگی نگاه، انتخاب و باور میباشد.
ب) -نه فقط در ایران، بلکه در سرتاسر جهان، بیشتر کسانی شعار آزادی سرمی دهد که به انحرافات اعتقادی و عملی و هنجار شکنی تمایل دارند و میخواهند این انحراف خود را با واژۀ زیبای آزادی، پوشش دهند و توجیه کنند! این در حالیست که خودشان نیز می دانند آزادی محض، وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد؛ لذا آزادی در هر فرهنگی، با حدودش تعریف شده و در چارچوبی قرار گرفته است.
همینطور است شعار محترم بودن تمامی عقاید که بیشتر از سوی کسانی مطرح میشود، آنان که عقاید باطلی دارند؛ عقایدی که عقل، قلب، وحی، علم، فرهنگ عمومی و انسانیت آنها را فاسد - تباه می شناسند. این گروه، برای آن که از سویی به حضور خود رسمیّت ببخشند و جایگاه خود را در جامعه تثبیت کنند، و از سویی دیگر توجهات را به خود جلب کنند، میگویند: هر عقیدهای محترم است و باید به عقاید دیگران احترام گذاشت! و البته مقصودشان از دیگران، فقط خودشان میباشد.
این که برای عقیدۀ خود احترام قائلند، یک مقوله است، اما چرا مدعی هستند که دیگران نیز باید به عقیدۀ آنها احترام بگذارند؟! مگر خودشان به عقاید دیگران احترام میگذارند؟!
چرا مدعیان احترام به تمامی عقاید، به ویژه نظامات سلطه، برای عقاید بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان، نه تنها هیچ احترامی قائل نیستند، بلکه آنها را به خاطر همین عقاید پاکشان قتل عام میکنند؟!
علت اصلی جنگها :
هرگز گمان نشود که علّت اصلی وقوع جنگها در سرتاسر گیتی، به خاطر تصاحب زمین، یا ثروت ملّی میباشد؛ بلکه ریشۀ همه آنها، در همان تضاد عقاید میباشد! دعوا همچون زمان فرعون و حتی پیش از آن دوره، بر سر ربوبیّت است! در هر دورهای، فرعون بزرگ در رأس و فراعنۀ کوچکتر و وابسته به او در زیر مجموعه، ادعای ریاست، مالکیت، صاحباختیاری و حق تدبیر امور ربوبیّت مینمایند؛ یک عده تسلیم میشوند و یک عده که معتقدند و میگویند:(ادامه دارد...)
- ۵۲۲
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط