{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز تولد بابام بود و منم پول نداشتم واسش چیزی بگیرم ، و

دیروز تولد بابام بود و منم پول نداشتم واسش چیزی بگیرم ، واسه همین رفتم کولرو خاموش کردم ؛ وقتی اومد خونه و دید کولر خاموشه اشک تو چشماش جمع شده بود و توی همون حالت گفت: کار کی بوده ؟ منم گفتم : قابلی نداشت بابا ، تولدت مبارک فک کنم خیییلی خوشش اومد


خندوانه بچه شیعه ها
http://line.me/ti/p/%40bzx4750k
دیدگاه ها (۱)

قرار نبود شهید بشی......کرمانشاه بودیم طلبه های جوان آمده بو...

دو چهره حسن روحانی  سید محسن میرشمسی در فیسبوک نوشت:دوستی حک...

منـــم دیگه حـرفی ندارم ..

ههههه ... عقـل کـه نباشـــد .. تـن در عذاب اسـت

عشقی دوبارهp⁷"ویو ا.ت"ازش جدا شدم، ولی هنوز دستش پشت گردنم ب...

#اخرین_پیچ#پارت_20 . وارد اتاقش شدم. یکم از اتاق من بزرگ تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط