Yuna and school number 7 ( part ¹⁰ )
Yuna and school number 7 ( part ¹⁰ )
فردا صبح شد و من و اون چهار نفر دوباره به زیرزمین متروکه رفتیم و یهو تهیونگ اومد پیشم و
با ذوقی که داشت گفت :
_ . « اممممممم ..... ببخشید میگم هنوز فکر نکردی ؟ »
منم با لبخند ملیحی گفتم :
_ . « انقدر عجله داری ؟ »
تهیونگ گفت :
_ . « اوهوم ، اره خیلییییییی .»
منم انقدر بلند خندیدم که همه داشتن نگاهم میکردن و از خجالت اب شدم ( 😂 ) ، بعدش به
تهیونگ گفتم:
_ . « میشه بیرون صحبت کنیم ؟ »
تهیونگ گفت :
_ . « اره حتما چرا نشه.»
رفتیم بیرون و زیر یک درخت صندلی برای نشستن پیدا کردیم ، نشستیم و من میخواستم حرف بزنم ولی یکم استرس داشتم .
تهیونگ گفت :
_ . « خب ، چی میخواستی بهم بگی ؟ به جوابی رسیدی ؟ »
گفتم :
_ . « اممممم ..... تقریبا اره . میخواستم بگم من از روز اولی که شما چهار نفر رو دیدم ، عاشق جونگکوک شدم و حس کردم که بهش علاقه پیدا کردم ولی نوچ درست نبود . اون شبی که تو بهم اعتراف کردی که دوستم داری ، خیلی بهش فک کردم و به این نتیجه ............
ای خدااااااا اخه جونگکوک تو چرا پیدات شد . جونگکوک اومد بیرون و گفت :
_ . « شما دوتا غیبتون زد ؟»
تهیونگ گفت :
_ . « جونگکوک اخه من چی به تو بگم چراااا یه دفعه پیدات شد برو برو خودمون میایم تو لازم نیست نگران ما باشیییی 😡😡😡😤»
منم گفتم :
_ . « اره جونگکوک ، راست میگه . ما الان میایم . »
تهیونگ خیلیییی عصبانی شده بود و احساس کردم حالش الان بد میشه و من ..............
ادامه دارد......... 💜
گوگولیا این پارت به ۱۵ تا لایک و ۵ تا بازنشر برسه پارت بعدی رو میذارم . ♥️🎉 مرسییییی از حمایتاتون 🙏🎀🎀 ببخشید کم شده . پارت بعدی پارت اخره ، هر چی زودتر شرطا برسونید پارت اخر رو میذارم .🥰🤩
Army Forever 😎🤗
BTS Forever 😭 ♾️
لایک ، فالو ، کامنت یادت نره عشقولییییی 😘😳
#کیدراما #بی_تی_اس #ارمی #عشق #تهیونگ #کیم_تهیونگ #جین #یونگی #شوگا #جونگکوک #نامجون #جیمین #جیهوپ #ادیت #BTS #BTS_ARMY #BTS_forever #فستا #Borahae #فیک
فردا صبح شد و من و اون چهار نفر دوباره به زیرزمین متروکه رفتیم و یهو تهیونگ اومد پیشم و
با ذوقی که داشت گفت :
_ . « اممممممم ..... ببخشید میگم هنوز فکر نکردی ؟ »
منم با لبخند ملیحی گفتم :
_ . « انقدر عجله داری ؟ »
تهیونگ گفت :
_ . « اوهوم ، اره خیلییییییی .»
منم انقدر بلند خندیدم که همه داشتن نگاهم میکردن و از خجالت اب شدم ( 😂 ) ، بعدش به
تهیونگ گفتم:
_ . « میشه بیرون صحبت کنیم ؟ »
تهیونگ گفت :
_ . « اره حتما چرا نشه.»
رفتیم بیرون و زیر یک درخت صندلی برای نشستن پیدا کردیم ، نشستیم و من میخواستم حرف بزنم ولی یکم استرس داشتم .
تهیونگ گفت :
_ . « خب ، چی میخواستی بهم بگی ؟ به جوابی رسیدی ؟ »
گفتم :
_ . « اممممم ..... تقریبا اره . میخواستم بگم من از روز اولی که شما چهار نفر رو دیدم ، عاشق جونگکوک شدم و حس کردم که بهش علاقه پیدا کردم ولی نوچ درست نبود . اون شبی که تو بهم اعتراف کردی که دوستم داری ، خیلی بهش فک کردم و به این نتیجه ............
ای خدااااااا اخه جونگکوک تو چرا پیدات شد . جونگکوک اومد بیرون و گفت :
_ . « شما دوتا غیبتون زد ؟»
تهیونگ گفت :
_ . « جونگکوک اخه من چی به تو بگم چراااا یه دفعه پیدات شد برو برو خودمون میایم تو لازم نیست نگران ما باشیییی 😡😡😡😤»
منم گفتم :
_ . « اره جونگکوک ، راست میگه . ما الان میایم . »
تهیونگ خیلیییی عصبانی شده بود و احساس کردم حالش الان بد میشه و من ..............
ادامه دارد......... 💜
گوگولیا این پارت به ۱۵ تا لایک و ۵ تا بازنشر برسه پارت بعدی رو میذارم . ♥️🎉 مرسییییی از حمایتاتون 🙏🎀🎀 ببخشید کم شده . پارت بعدی پارت اخره ، هر چی زودتر شرطا برسونید پارت اخر رو میذارم .🥰🤩
Army Forever 😎🤗
BTS Forever 😭 ♾️
لایک ، فالو ، کامنت یادت نره عشقولییییی 😘😳
#کیدراما #بی_تی_اس #ارمی #عشق #تهیونگ #کیم_تهیونگ #جین #یونگی #شوگا #جونگکوک #نامجون #جیمین #جیهوپ #ادیت #BTS #BTS_ARMY #BTS_forever #فستا #Borahae #فیک
- ۱.۱k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط