سلام
سلام .
حرف های زیادی دارم برای گفتن ،
تو اصلا به من مجال ندادی ک چیزی بگم اما ،اون لحظه بقدری توی شوک رفته بودم که حتی نفس کشیدن هم یادم رفته بود ، تنها چیزی فراموش نشده بود اشکهایی بودن که خیلی وقت بود نریخته بودم .
میخوام جواب حرفات رو بدم ، میخوام بگم در جواب تک تک جملاتت حرف برای گفتن دارم و میخوام از خودم دفاع کنم ، میخوام بابت تمام این سال ها تشکر و عذرخواهی کنم اما چیزی که میخوام بگم اینه که چقدر دوستت دارم . عزیزم من واقعاً این مدت متوجه شدم چقدر بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم دوستت دارم .
عزیزم ، تو درست صحبت نکردی و رفتی اما این برای من تموم نشده . تا زمانی که نذاری من صحبت کنم برای من تموم نمیشه .
شکوفه شیرینم ، آیدیت رو فراموش کردم و میدونم ویسگون نداری ، اما داخل تلگرام بلاکم کردی و احتمالأ با هر شماره ای که زنگ بزنم ، وضعیتم مثل " هلو " ی ادل میشه
دوستت دارم و هر چی هم که بشه جات ته قلبمه .
ـ از کسی که آرزو میکنه دوباره بتونه در آغوشت بگیره ، به یه پیشولی چشم رنگی
حرف های زیادی دارم برای گفتن ،
تو اصلا به من مجال ندادی ک چیزی بگم اما ،اون لحظه بقدری توی شوک رفته بودم که حتی نفس کشیدن هم یادم رفته بود ، تنها چیزی فراموش نشده بود اشکهایی بودن که خیلی وقت بود نریخته بودم .
میخوام جواب حرفات رو بدم ، میخوام بگم در جواب تک تک جملاتت حرف برای گفتن دارم و میخوام از خودم دفاع کنم ، میخوام بابت تمام این سال ها تشکر و عذرخواهی کنم اما چیزی که میخوام بگم اینه که چقدر دوستت دارم . عزیزم من واقعاً این مدت متوجه شدم چقدر بیشتر از چیزی که فکرشو میکردم دوستت دارم .
عزیزم ، تو درست صحبت نکردی و رفتی اما این برای من تموم نشده . تا زمانی که نذاری من صحبت کنم برای من تموم نمیشه .
شکوفه شیرینم ، آیدیت رو فراموش کردم و میدونم ویسگون نداری ، اما داخل تلگرام بلاکم کردی و احتمالأ با هر شماره ای که زنگ بزنم ، وضعیتم مثل " هلو " ی ادل میشه
دوستت دارم و هر چی هم که بشه جات ته قلبمه .
ـ از کسی که آرزو میکنه دوباره بتونه در آغوشت بگیره ، به یه پیشولی چشم رنگی
- ۴۶
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط