{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از چشم تو دیشب غزلی ناب نوشتم

از چشم تو دیشب غزلی ناب نوشتم
با خون دل و چشم پر از آب نوشتم

وقتی وسط شام دلم یاد تو افتاد
با بغض تو را گوشه ی بشقاب نوشتم

در حافظه ی گنگ شبم یاد تو کم بود
تا اینکه تو را بر تن شبخواب نوشتم

با پنجره ها اسم تو را زمزمه کردم
دلواپسیَم را روی مهتاب نوشتم "درها به طنین های تو وا کردم" و تا صبح
سهراب فقط خواندم و سهراب نوشتم

یک نامه که هرگز نشد آن را بفرستم
با حال بد ِناشی از اعصاب نوشتم

دیشب غزلی گفتم و شاید پس از این هم
از چشم تو هر شب غزلی ناب نوشتم ...
دیدگاه ها (۳)

چشمانت را می بوسمکه گریسته اند برای عشق...لبانت راکه سکوت کر...

فال می خواهم بگیرم، میشود نیت کنی ؟ میشود با این غزل، احسا...

اوووووفففف خر تو خره 😂😂😂😁

والااااا بوخودااااا😉😁

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

پارت 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط