وقتی از عشقت جدا میشی

وقتی از عشقت جدا میشی ...
اولش داغی نمیفهمی ...
میگی بیخیال دنیارو عشقه ...
به چند ساعت که میگذره ...
هی تند تند گوشیتو چک میکنی ...
عصبی میشی ...
میری اسمسایی که قبلا داده بود رو همش و چندبار از اول میخونی ...
میری تو گالری به عکساش نگاه میکنی ...
بعد گوشیتو میذاری کنار و خیره میشی روبه روت ....
فکر میکنی...
به همه چی ...
الان کجاست؟ ....
چیکار میکنه؟ ....
اونم دلش برای من تنگ شده؟...
اونم داره کم کم ، کم میاره ...
چی شد اون دوست دارم گفتنا ...
اون عشقم گفتنا؟ ... اون قول وقرارا؟ ...
حالا میری تو خاطرات دنبال نشونی بگردی که
ببینی واقعا عاشقت بوده یا نه ...
وارد خاطرات که میشی دیگه کنترل اشکات دست
خودت نیست ....
این کارا میشه کار هر روزت ...
سیگار میشه تنها هم دمت ....
دیگه شبا به هم شب بخیر نمیگین ...
دیگه صبحا به عشقش از خواب پا نمیشی ...
دیگه أمیدی به هیچ چیزی نداری ....
دیگه عاشق نمیشی ...
و "تو" از همین الان یه "مرده' متحرکی ..
دیدگاه ها (۳)

بغض تو‌گلومه...خداهم پلومه...به خودش قسم...بد جوری خستم...

یادمان باشدوقتی کسی رابه خودمان وابسته کردیمدربرابرش مسئولیم...

...ﻣﯿﺨــــــــــﻮﺍﻡ ﺩﻋــــــــــــﺎ ﮐﻨــــــــــــﻢ ...ﺑﺮﺍﯼ ...

متاسفم که چرا مزه عشق را از دست تو چشیدم...تا همیشه در شک در...

کیوت ولی خشن پارت ۲۳خشکت زد نمیدونستی چی بگی سرتو انداختی پا...

میدونی ؟ میخوام خودم و بریزم بیرون دیگه بسه ، مخطابم همه اس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط