{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فنجان قهوه ... آتش شومینه ... بی خیال

فنجان قهوه ... آتش شومینه ... بی خیال
اینها کــه چشم توست در آیینه! بی خیال

اینجا فقط منم... و همین صندلی پیر

در یک غروب ساکت آدینـــه بی خیال

این روزنامه هم همه چیزش سیاسی است

من را چـــه به تحول کابینــــه ؟! بــی خیال

من را همین خبر که تو یاد منی بس است

هم ریشه اند دلبــــری و کینه... بی خیال

نزدیک تر بیـــا کــــه مبادا خطا کنــی

اینجا! درست سمت چپ سینه! بی خیال!

زندان سرنوشت فــــــراری نداشته

ما هر دو تا شدیم قرنطینه... بی خیال

حتــی نیــــاز نیست بــــه شلیک کردنت

من مرده ام به مرگ نمادینه ... بی خیال
دیدگاه ها (۱)

فنجان قهوه ... آتش شومینه ... بی خیالاینها کــه چشم توست در ...

فنجان قهوه ... آتش شومینه ... بی خیالاینها کــه چشم توست در ...

آخرین آدمی که قبل ازخواب بهش فکرمیکنییاباعث خوشحالیته یادلیل...

..- وضعیت زندگیمون اینجوریه ك : دو دقیقه میخندیم ، دو ماه تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط