طنزوخنده دار
طنزوخنده دار
عقددخترعمم بودمنم قندمی سابیدم براباراول که گف وکلیم گفتم عروس خانوم رفته تره باری براباردوم گفت وکیلم گفتم عروس خانم رفتن گل بچینن شهرداری گرفتش برابارسوم که گفتوبله روازعروس خانوم گرفت ماتوروهرچی قندسابیده بودیم رختیم رودامادبعدعاقدگفت پس دامادچی اونکه بله رونگفته منم گفتم مهم عروسه ک گفته خلاصه دوباره تور روبازکردم ولی توتوره قندنمی سابیدم روکله دوماده بدبخت هرچی قندبودریختم همش میگفت حس میکنم یه چی توسرمه منم گفتم حتمارفتی خونه یه حمامی بروبعیدمیدونم باوضع کلت پوست کلت نکنن مورچه هاگفت سرم مگه چشه گفتم پرقندخوشبخت باشیدودررفتم ولی گفت انتقامموازت میگیرم
خلاصه یک هفته ازعروسی گوشیم زنگ خورددخترعمه جان منودعوت کردبریم پارک مهمون اوناساندویچ گفتم باشه حاضرک شدم اومدن دنبالم نشستیم روصندلی اقادومادم رف ساندویچ بگیره
ساندویچ من روپلاستیکش علامت زده بود گفتم چرامال شمااینجورنیس گف براتومخصوص گرفتم اولین گازساندویچ ک زدم سوختماوای فقط اتش نشان کم داشتم من بافلفل حساسیت داشتم تاخوردم سرخ شده بودم
فقط می دویدم وزبونمودرمیاوردم ازشدت سوزش خلاصه گف روسرمن قندمی سابی من بدواون بدوبلاخره پس وپاش کردم افتادگفتم یامیری برام یه چیزخنکی میگیری نفله یاجلونامزدت شهیدت کنم بدبخت رف برام دوتابستنی گرفت و همشو خوردم و با صورت انگار سیلی خورده به خونه بازگشتم
@ff.f
عقددخترعمم بودمنم قندمی سابیدم براباراول که گف وکلیم گفتم عروس خانوم رفته تره باری براباردوم گفت وکیلم گفتم عروس خانم رفتن گل بچینن شهرداری گرفتش برابارسوم که گفتوبله روازعروس خانوم گرفت ماتوروهرچی قندسابیده بودیم رختیم رودامادبعدعاقدگفت پس دامادچی اونکه بله رونگفته منم گفتم مهم عروسه ک گفته خلاصه دوباره تور روبازکردم ولی توتوره قندنمی سابیدم روکله دوماده بدبخت هرچی قندبودریختم همش میگفت حس میکنم یه چی توسرمه منم گفتم حتمارفتی خونه یه حمامی بروبعیدمیدونم باوضع کلت پوست کلت نکنن مورچه هاگفت سرم مگه چشه گفتم پرقندخوشبخت باشیدودررفتم ولی گفت انتقامموازت میگیرم
خلاصه یک هفته ازعروسی گوشیم زنگ خورددخترعمه جان منودعوت کردبریم پارک مهمون اوناساندویچ گفتم باشه حاضرک شدم اومدن دنبالم نشستیم روصندلی اقادومادم رف ساندویچ بگیره
ساندویچ من روپلاستیکش علامت زده بود گفتم چرامال شمااینجورنیس گف براتومخصوص گرفتم اولین گازساندویچ ک زدم سوختماوای فقط اتش نشان کم داشتم من بافلفل حساسیت داشتم تاخوردم سرخ شده بودم
فقط می دویدم وزبونمودرمیاوردم ازشدت سوزش خلاصه گف روسرمن قندمی سابی من بدواون بدوبلاخره پس وپاش کردم افتادگفتم یامیری برام یه چیزخنکی میگیری نفله یاجلونامزدت شهیدت کنم بدبخت رف برام دوتابستنی گرفت و همشو خوردم و با صورت انگار سیلی خورده به خونه بازگشتم
@ff.f
- ۱.۶k
- ۱۲ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط