سناریو 💛bts💛
سناریو وقتی مامان و بابای ا/ت میگن که بچه دار شید
نامجون: این حرفو نزنین شاید ا/ت نخواد مامان نامجون: پسرم من نوه میخوام چه بخواین چه نخواین نامجون: مامان من نمیخوام فهمیدی؟(داد) ا/ت، عزیزم اگه ناراحتی بهم بگو چون من نظره خودتو میخوام
جین: هعی مادر جان، پدیر جان این دختر خیلی لجبازه باید کاغذشو پاره کنم ا/ت: چی گفتییی؟ جین: غلط کردم بخدااا (و دعوا شروع میشود)
شوگا: من نمیتونم قید خوابمو بزنم بخاطر چرت و پرت گفتنه شماها پس برین از خونم بیرون، ا/ت بیا بریم بخوابیم ا/ت: باشه
جی هوپ:(سر سفره بودن) اهوم بله ماهم میخوایم... اخ (ا/ت با پاش زد به پای جی هوپ) اممم ولی مامان من هنوز بچم بزار برا بعدا ا/ت: افرین
جیمین:(رفت دم گوشه مامان و باباش گفت و اونا رفتن) ا/ت: چیکار کردی؟ جیمین: چیه نمیخوای برام یکم دلبری کنی هوم؟ ا/ت: وای....
تهیونگ: من اینو تا بخوام حامله کنم 6 قلو زاییدم ا/ت: برو گمشو بابا تهیونگ: ولی سعیمو میکنم ا/ت: تو غلط بکن تهیونگ: خواهیم دید
جونگ کوک:(الان صاحب 3 تا بچن)
بازم درخواستی بگین
نامجون: این حرفو نزنین شاید ا/ت نخواد مامان نامجون: پسرم من نوه میخوام چه بخواین چه نخواین نامجون: مامان من نمیخوام فهمیدی؟(داد) ا/ت، عزیزم اگه ناراحتی بهم بگو چون من نظره خودتو میخوام
جین: هعی مادر جان، پدیر جان این دختر خیلی لجبازه باید کاغذشو پاره کنم ا/ت: چی گفتییی؟ جین: غلط کردم بخدااا (و دعوا شروع میشود)
شوگا: من نمیتونم قید خوابمو بزنم بخاطر چرت و پرت گفتنه شماها پس برین از خونم بیرون، ا/ت بیا بریم بخوابیم ا/ت: باشه
جی هوپ:(سر سفره بودن) اهوم بله ماهم میخوایم... اخ (ا/ت با پاش زد به پای جی هوپ) اممم ولی مامان من هنوز بچم بزار برا بعدا ا/ت: افرین
جیمین:(رفت دم گوشه مامان و باباش گفت و اونا رفتن) ا/ت: چیکار کردی؟ جیمین: چیه نمیخوای برام یکم دلبری کنی هوم؟ ا/ت: وای....
تهیونگ: من اینو تا بخوام حامله کنم 6 قلو زاییدم ا/ت: برو گمشو بابا تهیونگ: ولی سعیمو میکنم ا/ت: تو غلط بکن تهیونگ: خواهیم دید
جونگ کوک:(الان صاحب 3 تا بچن)
بازم درخواستی بگین
- ۹.۶k
- ۳۰ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط