{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یعنی پدر شوی شب ها ، آمدی بوی خوب نان بدهی 

عشق یعنی پدر شوی شب ها ، آمدی بوی خوب نان بدهی 
دخترت از تو ماه میخواهد تو به او قول آسمان بدهی 
عشق یعنی که پاره ی تن تو نذر آزادی وطن باشد 
مادری پیر باشی و تنها ، پسرخویش را جوان بدهی
عشق یعنی اگر گرسنه شدی یاد چشم انتظار ها باشی
گاه گاهی گذر کنی از خویش سهم خود را به دیگران بدهی 
عشق یعنی همیشه مثل خدا مهربان باشی و سخاوتمند
هر کسی کار اشتباهی کرد با محبت به او امان بدهی 
عشق یعنی اگر شکست دلت ، صبر کن عهد خویش را نشکن 
راه اش این است مهربان باشی به عزیز دلت زمان بدهی
ای که چشمت معلم عشق است عشق را از تو یاد می گیرم
منتظر مانده ام که برگردی عاشقی را به من نشان بدهی
دیدگاه ها (۱)

بانوی من! به بودن خود افتخار کنجشنی به افتخار خودت برگزار کن...

تن برای عاشقی تبدار باشد بهتر استبین ما این خانه بی دیوار با...

ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﺁﺷﻨﺎ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﯼﺩﯾﺮﺗﺮ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﯽ ﻭﻓﺎ ﺗﺮ ﻣ...

هر که در عشق،سر از قله برآرد هنر استهــمه تــا دامـــنه کــو...

بقیشدخترک جلوی ایتاچی خم شد، موهای قهوه ای پررنگش مثل پرده ا...

ذوالفقار امید (برنده ی هر بن بست)

۱۴۰۰۰ گزاره امیدبخش در روزگار بحران بخش ( ۶ )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط