ی روز خست از سرکار

یك روز خستہ از سرکار
بہ خانہ برگشت
بہ او نگاه کردم
از دستش ناراحت بودم
مرا بہ آغوش کشید
گفتم: بابا انقلاب کہ پیروز شده
حالا دیگہ چرا کم بہ خانہ مےآیے؟
ما دوست داریم بیشتر شما را ببینیم
با لبخند شیرین همیشگے گفت:
پسرم تا حالا کہ مقدمه کار بود
از این بہ بعد تازه کارمان شروع مےشود‌
#شهیدیوسف‌کلاهدوز
#هفته_دفاع_مقدس 🇮🇷🤍🌱
دیدگاه ها (۰)

آن صید غریبم، که کنندم اگر آزادجایی نبرم راه، مگر خانه‌ی صیا...

❌تلنگـــر.......مدینه تبدیل به مرکز رقاصه ها و آوازخوانها شد...

سر قبرم سنگ قبر برایم نسازیدو قبری بسیار ساده و گِلیو یک تکه...

ای برادران و خواهران من !امروز هرکس آنچه را که در غزه اتفاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط