{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش تادیـــدن تو، این همه راه نبود

کاش تادیـــدن تو، این همه راه نبود
فاصله از عطشِ ،دلم آگاه نبود


دوســــتت دارم مــــن، در همه ثانیه ها
غیر تو با دلِ من ،کسی همراه نبود


خسته گشته نفسم ،بی توبس آمدو رفت
بی تو خورشید که رفت،هوسِ ماه نبود


می دویدم انگار با تو روی هر ابـــر
جای پایت باران،آب در چاه نبود


دل من میخواهد همســـفر باتـــو شود
غیر زیبایی تو ،هیچ دلخواه نبود
دیدگاه ها (۲)

فقط امشب تویی که می فهمی آسمانم عجیب بارانیست گفته بودی غزل ...

مینویسم یک غزل ، وزن و ردیفش چشــــــــــم توقافیه ، موضوع و...

بغضم به فریادم برس آرام ویران میشوم ...در این سرای بی کسی هر...

ﺑﻐﻞ ﮐﻦ ﺑﺎﻟﺸــﺖ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻭ ﺑﺮﻧﻤﯿــــﮕﺮﺩﺩﺑﻬﺎﺭ ِ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ...

همخونه اجباری.. پارت 2."ویو پارک دوین"نفسم بند اومده بود..دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط