{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
دیدگاه ها (۱)

گفتم که عطش می کُشدم در تب صحراگفتا که مجوی آب و عطش باش سرا...

از همه دیوار های این شهربیزارم

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

اگر چه او از منهمسکین شهر طلب کار است برو در باغ ببین هم نشی...

” نَفسهایـَـم “” را بشمار….چـون آنهــا را…به قیمت”” دوست داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط