{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهم کن

نگاهم کن
نگاهِ تو پیامِ محشری دارد
چه گیرایند چشمانت،شرابِ نوبری دارد
پری سیمایِ آتشْرخ، به لبخندت گرفتارم
بخندی زندگی هم لهجه یِ شیرین تری دارد
بیا تا بشنوی این بار هم ناگفته هایم را
که خاموشی کنار تو، زبانِ دیگری دارد...
دیدگاه ها (۵)

من به هر راه روم ، ساکن آغوش توام....

صبح باور توست...در تڪ تڪ نفس‌هایم...ڪه این‌چنین بـےبهانه زاد...

طعم اولین هم آغوشی با تو را حتی در بهشت هم نمی توانم تجربه ک...

توهمانعطرگل یاس و نسیم سحرےکہ اگر صبح نباشی نفسی در من نیست ...

رمان زیر نور خاموش سئول... ----پیشانی‌مان هنوز به هم تکیه دا...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

#مافیای_عاشق p:4 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط