پست شو پست شو پست شو_🤝🕯🤝🕯
پست شو پست شو پست شو_🤝🕯🤝🕯
برای پست کردن اینها رنج هایی کشیده ام ک مپرس🗣️💔
⋆˚𝜗𝜚˚⋆⋆. 𐙚 ˚𓆩♡𓆪
سلام خوشگل های عمه آنجلگلی 😝
کاور رو زیاد نگاه کنید قشنگ_😝🤝
خب اومدم زندگی نامه این بدبخت فلک زده رو توضیح بدم( هرچند هیچکس درخواست نداد و نگفت)
(بخونید خداوکیلی_)
⋆˚𝜗𝜚˚⋆⋆. 𐙚 ˚
ی بنده خدایی بود اسمش جید بود و دختر بود. اون دو رگه تایلندی ژاپنی بود( یادم رفت تو بیوش بگم)
مادرش تایلندی و پدرش ژاپنی بود.
اون دوتا خواهر داشت، جیوری و جنی. اون خواهر بزرگه بود و همیشه خواهراشو دوست داشت.
اون تو کودکی چشم راستشو بر اثر حمله ی شیطان از دست داد و خون و دست و اون شیطان وارد بدن جید شد و اونم شیطان شد.
اون قایمکی و دور از بقیه زندگی میکرد تا چشمش نامعلوم و دور از دسترس باشه.
مادر اون توی ۱۶ سالگی جید و کودکی خواهراش بر اثر سرطان فوت کرد و پدر او هم کشته شد.
جید سعی کرد خواهراش رو بزرگ کنه.
هرچند شیطان بود.
ولی خواهرش جیوری توی 15 سالگی بر اثر شیطان کشته شد و جنی هم توی ۱۰ سالگی بر اثر سم گیاه فوت شد.
و بعد از اون جید عذاب و وجدان گرفت از اینکه نتونست خواهراشو خوب بزرگ کنه.
و رفت قایمکی شیطان کش شد 😼
و استاد اون یوکای بود. ی شیطان که قایمکی درس میده.
و فقط بعضی ها از وجود اون خبر داشتن( یچی مث تامایو)
و بعد از گذشت سالها هایشرا شد.
اون خیلی مهربون بود و حال خوبی داشت.
دوست خوب میتسوری بود و همیشه باهم بودن.
اون شیطان رد بالایی شد و خودش خبر نداشت.
سر انجام اون توی قلعه بی نهایت خبردار قدرتش شد و توی 30 سالگی ب دست موزان کشته شد😼
همینقدر خلاصه و کافی 😼🕯🤝
و اون آرت ها،
دوروز وقت سرشون گذاشتم، سخت بود😼
اس پنج اون لحظه ای که قراره شیطان بهش حمله کنه و چشم راستش ب چوخ بره 😼🤝
نظری ؟ چیزی؟
برای پست کردن اینها رنج هایی کشیده ام ک مپرس🗣️💔
⋆˚𝜗𝜚˚⋆⋆. 𐙚 ˚𓆩♡𓆪
سلام خوشگل های عمه آنجلگلی 😝
کاور رو زیاد نگاه کنید قشنگ_😝🤝
خب اومدم زندگی نامه این بدبخت فلک زده رو توضیح بدم( هرچند هیچکس درخواست نداد و نگفت)
(بخونید خداوکیلی_)
⋆˚𝜗𝜚˚⋆⋆. 𐙚 ˚
ی بنده خدایی بود اسمش جید بود و دختر بود. اون دو رگه تایلندی ژاپنی بود( یادم رفت تو بیوش بگم)
مادرش تایلندی و پدرش ژاپنی بود.
اون دوتا خواهر داشت، جیوری و جنی. اون خواهر بزرگه بود و همیشه خواهراشو دوست داشت.
اون تو کودکی چشم راستشو بر اثر حمله ی شیطان از دست داد و خون و دست و اون شیطان وارد بدن جید شد و اونم شیطان شد.
اون قایمکی و دور از بقیه زندگی میکرد تا چشمش نامعلوم و دور از دسترس باشه.
مادر اون توی ۱۶ سالگی جید و کودکی خواهراش بر اثر سرطان فوت کرد و پدر او هم کشته شد.
جید سعی کرد خواهراش رو بزرگ کنه.
هرچند شیطان بود.
ولی خواهرش جیوری توی 15 سالگی بر اثر شیطان کشته شد و جنی هم توی ۱۰ سالگی بر اثر سم گیاه فوت شد.
و بعد از اون جید عذاب و وجدان گرفت از اینکه نتونست خواهراشو خوب بزرگ کنه.
و رفت قایمکی شیطان کش شد 😼
و استاد اون یوکای بود. ی شیطان که قایمکی درس میده.
و فقط بعضی ها از وجود اون خبر داشتن( یچی مث تامایو)
و بعد از گذشت سالها هایشرا شد.
اون خیلی مهربون بود و حال خوبی داشت.
دوست خوب میتسوری بود و همیشه باهم بودن.
اون شیطان رد بالایی شد و خودش خبر نداشت.
سر انجام اون توی قلعه بی نهایت خبردار قدرتش شد و توی 30 سالگی ب دست موزان کشته شد😼
همینقدر خلاصه و کافی 😼🕯🤝
و اون آرت ها،
دوروز وقت سرشون گذاشتم، سخت بود😼
اس پنج اون لحظه ای که قراره شیطان بهش حمله کنه و چشم راستش ب چوخ بره 😼🤝
نظری ؟ چیزی؟
- ۱.۴k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط