{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

NH

NH
برمن بچشان تلخ ترین زلزله ها
را
چون بغض رساندی به لبم این
گله هارا
من برکه ی خشکیده تو ماه شب یلدا
کم نیست فراموش کنم فاصله ها
را
از مزرعه ی چشم توناگاه پریدم
ترسانده مترسک همه چلچله
هارا!!! درمنطق چشمان توبایدکه برقصم.... تا عشق کمی حل کنداین مسئله
هارا
این شانه مردانه که بی من پر
خندست.. سخت است به دوشش بکشد
حوصله هارا
من منتظرم ازلب توسیب بیفتد
از جاذبه انداخته ای مشغله هارا
دیدگاه ها (۳)

NHبرای تو که بی وفاترینیﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ؛ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ... ﯾﺎ ﻏﯿﺮﻋﻤﺪ ﺧﺪ...

NHچندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دن...

NHدوستم داری...می دانم، باز...دوست دارم که بپرسم گاهیدوست دا...

NHچه کسی حرف مرا می فهمد؟چه کسی درد مرا می داند؟در پس پرده ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط