دیگه پررو نشو همینم مونده این ماشینو بدم دستت بزنی درب و

_دیگه پررو نشو همینم مونده این ماشینو بدم دستت بزنی درب و داغون کنی اونوقت به قول خودت اتیلا یکی از اون داد خوشگلاشو میزنه🙄

لبخند پت و پهنی زد و حق به جانب گفت

_احیانا منظورت که با خودت نیست با اون دست فرمون خوشگلت😏

با حرص لبانش را بهم فشرد

( دختره دیوانه بالاخره حرف خودشو به کرسی نشوند وای خدا آبرو واسم نزاشت هی تو خیابونا لایی میکشید چقدر فحش خوردیم خدا داند تا ماشین رو جلوی خانه پارک کرد نفس حبس شده اش را بیرون داد )

برزخی به پارمین نگاه کرد و هر چی بد و بیراه بلد بود نثارش کرد

_دختره دیوونه خل و چل الهی رو تخته بشورنت داشتی به کشتنمون میدادی😠

پارمین با ابروهای بالا رفته و چشمانی که میخندید دستانش را به حالت تسلیم بالا برد و گفت

_باشه باشه اجی من تسلیمم

با غیض نگاهش را ازش گرفت و از ماشین پیاده شد پارمین هم انگار که دمش بود پشت سرش میامد

_ولی خودمونیما با این آقا اتیلا گشتی اخلاقت سگ شده عفت کلام یادت رفته😕
دیدگاه ها (۰)

نامه‌ای به خودم : 🙂📝 ݁⭑ می‌دونم بعضی روزا حالت خوب نیست؛می‌د...

توپاییز رانقاشی کنمن دلتنگی ام رادر غروبدلگیرجمعهبه همخواهیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط