یه روزی که دیر نیست رو به روی خودم قرار می گیرم، وقتی خوا

یه روزی که دیر نیست رو به روی خودم قرار می گیرم، وقتی خواستم بلند شم و دست به کارای احمقانه بزنم خودم رو محکم هول میدم و میگم دیگه کافیه ، تمومش کن...یه روزی دست از مراعات کردن با خودم برمی دارم...تو چشمام نگاه می کنم و میگم دیگه گول حرفای قشنگت رو نمی خورم ، دیگه به قولایی که میدی اعتماد نمی کنم ، بسه هرچقدر زمان از دست دادیم...بسه هرچقدر رویا بافتی و انتظار معجزه کشیدی....یه روزی وقتی جسم خسته م خودش رو روی تخت انداخت و زل زد به سقف اتاق ، دیگه نمی شینم کنارش بگم بیخیال ، درست میشه...نمیگم تو خواستی و نشد...بهش دروغای بزرگ نمیگم...یه روزی تو شرایط سخت وقتی پاهام شروع به فرار کردن همراهیشون نمی کنم ، دستای خودمو می گیرم و سر خودم داد می زنم...میگم تا کی می خوای جا بزنی؟ تا کی می خوای با ترس و دلهره و احتمال زندگی کنی؟ میگم تو یه ترسویی که جرئت تغییر دادن زندگیش رو نداره...یه روزی جلوی خودم وایمیستم و همه ی اون حرفایی که یه عمر از شنیدنش فراری بودم رو با خودم تکرار می کنم...یه روزی که دیر نیست به خودم میام...
#محدثه_رمضانی
دیدگاه ها (۱)

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

چقدر توصیف زیبایی

عاشقانه های شبنم

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت12دیدم اعضا ...

من از تو نگذشتم فقط یاد گرفتم نبودت رو جوری زندگی کنم که کسی...

اگه بری، دلم می‌میره بدون تــو...من به بودنت عادت نکردم،من ب...

بعضیا رو باید از چشم انداخت، نه از دست..من عوض نشدم، فقط دیگ...

یه روز می‌رسه که دیگه فقط از پشت صفحه بهشون نگاه نمی‌کنم...ی...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

باباجونم… 🖤🥀هر سال همین روزا که می‌رسه، انگار دوباره همون رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط