{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشسته بودم تو پارک دیدم دختره چهار، پنج تا پسر دور خودش

نشسته بودم تو پارک دیدم دختره چهار، پنج تا پسر دور خودش جمع کرده خودش میمالونه بهشون
اونم یه پسر دیدم عین من رو نیمکت نشسته بود و با یه سگ ولگرد حرف میزد و سرگرم میشد
رفتم کنار پسرع نشستم گفتم چته تو خودتی نشستی با این سگ بازی میکنی
یه نگا بهم کرد گفت این صگ میبینی با یه تیکه نون که بهش دادم باز ولم نمیکنه و کنارمه ولی اون دخترع میبینی دورش چقدر شلوغه نون بهش ندادم ولی دل دادم و خرابش کرد گفت اینجاس که سگ صد بار شرف دارع تا اون دخترع!
دیدگاه ها (۵)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

dark life = ۳۷

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

Crimson silence (p18)

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط