{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز

پاییز !
باران !
و یک پنجره که تو کنارش
ایستاده بودی..!
و یک من که دستهایم را
دورت حلقه کرده بودم.!
چگونه تعبیر
کنم خوابم را
یک تو بود و مشتی دوستت دارم
و یک اقیانوس آرزوی برآورده شده
در حلقه ی دستهای من...!
دیدگاه ها (۲)

بی هوا از راه برس !شبیه باران های پاییزی...شبیه قاصدک ها...ش...

آبان هم رسید ...با کوله باری پر از باد و باران و برگ هایِ نا...

خودت هم بیایی نمیشودجایی را که خالی کردی و رفتیدیگر با بودن ...

کاش می شد بعضی از دوست داشتنها را پس انداز کردبرای روز های م...

🦋🦋 باران‌می بارد .این عطر تن توست که می پیچدخدا باران را برا...

دوست مجازی عزیزمخیلی دلم برات تنگ شده و خیلی دوستت دارم و نم...

اولین سناریو ی پیجاز چویا_دازایدازای: تو رئیس مافیا بودی یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط