گاه می گویم کاش نام تو ، هم نام یکی بود ز آشنایانم
گاه می گویم کاش نام تو ، هم نام یکی بود ز آشنایانم
تا آن گاه که از من پرسند...
آخر این کیست
این نام غریب
که تو گاه و ناگاه بر زبان می آری ؟
من توانم گویم ...
پسر همسایه ...
دایی پروانه ...
یا ...
...
وای چه می گویم من !!!
گر چنین بود نداشتم پاسخ ...
وقت پرسیدن این که :
آخر این کیست که تو ،
اینچنین با احساس نام او را بر زبان می آری ؟
تا آن گاه که از من پرسند...
آخر این کیست
این نام غریب
که تو گاه و ناگاه بر زبان می آری ؟
من توانم گویم ...
پسر همسایه ...
دایی پروانه ...
یا ...
...
وای چه می گویم من !!!
گر چنین بود نداشتم پاسخ ...
وقت پرسیدن این که :
آخر این کیست که تو ،
اینچنین با احساس نام او را بر زبان می آری ؟
- ۵۵۶
- ۰۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط