کودک که بودم گمان میکردم

کودک که بودم گمان میکردم
سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد...
حال که فکر میکنم میبینم
سردتر از بستنی قلب آدم هاییست تا میفهمند دوستشان داریم مارا ترک میکنند...
دیدگاه ها (۷)

اوهومم

😑 😑 😑 😑

آه ِمن دیشب به تنگ آمد،دوید از سینه‌ام...داشت می‌آمد بسوزاند...

کامنت تهیونگ تو فن‌کافه💜دارم خواب میبینم؟ یه نوتیفیکیشن چطور...

فیک پارت ۲🎀✨و نامرعی شدم بهتر بگم الان من مثل یک روح هستم هم...

سلامدلم براتون تنگ شده بودتو این مدت داشتم به اکانت قبلیم نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط