{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی...
و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

بزن نی باز غوغا کن..بزن دف شور برپا کن
به هر سوزی بگریانم به هرسازی برقصانم

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
تو آرامی من آرامم،پریشانی پریشانم

اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود...
که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم...

#فتو_بای_می
#آرت_بای_می
دیدگاه ها (۱)

عاشق که باشی شعر شور دیگری دارد لیلی و مجنون قصه‌ی شیرین‌تری...

چقدر خوبه ک هستی...

روزی میــرسَد... بـــی هیــــچ خَبـــَـــری بــآ کولـــــه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط