چان
چان
تکپارتی
یاااا....چانی .....تو تقلب کردییی....
چان پوزخندی بهت زد و دسته ی بازی رو کنار گذاشت
_ دیگه دیگه....من..بردم...
محکم به بازوش زدی
قبول نیست...تو تقلب کردی
چان خنده ای کرد
_ آه...بیب..دیگه قبول کن باختی
اخم کیوتی کردی و دست به سینه نشستی
نه خیرم....
چان هم پوزخندی زد و جلوت دست به سینه شد
_ خوب خوب....بیبی گرل وقته مجازاته نه ؟
نه خیر...تو کلش رو تقلب کردی پس مجازاتی هم در کار نیست....
_ بیبی گرلم ...اذیت نکن دیگه...قرار شد هر کی ببازه هر کاری که برنده گفت رو باید انجام بده
دوباره محکم به بازوش زدی
ولی تو کلا تقلب کردییی....
_ بیبی گرل ما دو دوره داریم بازی میکنیم و هر دو بار هم من بردم
دوباره با اخم کیوتی روتو ازش گرفتی که پوزخندی صدا دار زد
_ خوب دیگه...از مجازات که نمیتونی فرار کنی
پوفی کشیدی چون اون راست میگفت هر کاری هم که میکردی نمیتونستی از این مجازات فرار کنی پس روتو به سمتش کردی
خوب...بگو ببینم مجازاتش چیه ؟
چان پوزخندش کشیده تر شد
_ هوم...کار سختی نیست... مطمئنم میتونی به بهترین شیوه انجامش بدی
پوفی کشیدی
باشه باشه...بگو ببینم چیه ؟
چان آروم لباشو به سمت گوشت برد و لب زد
_ لباسات رو برای ددی در بیار بیب
چ..چی اصلا
_هیسسس ......بیبی اعتراض در کار نیست
ولی....
_ولی نداریم ......لباساتو در میاری یا خودم تو تنت پارش کنم بیبی گرل
و دیگه این داستان تا ساعت ۶ صبح ادامه دارد
(هریون)
تکپارتی
یاااا....چانی .....تو تقلب کردییی....
چان پوزخندی بهت زد و دسته ی بازی رو کنار گذاشت
_ دیگه دیگه....من..بردم...
محکم به بازوش زدی
قبول نیست...تو تقلب کردی
چان خنده ای کرد
_ آه...بیب..دیگه قبول کن باختی
اخم کیوتی کردی و دست به سینه نشستی
نه خیرم....
چان هم پوزخندی زد و جلوت دست به سینه شد
_ خوب خوب....بیبی گرل وقته مجازاته نه ؟
نه خیر...تو کلش رو تقلب کردی پس مجازاتی هم در کار نیست....
_ بیبی گرلم ...اذیت نکن دیگه...قرار شد هر کی ببازه هر کاری که برنده گفت رو باید انجام بده
دوباره محکم به بازوش زدی
ولی تو کلا تقلب کردییی....
_ بیبی گرل ما دو دوره داریم بازی میکنیم و هر دو بار هم من بردم
دوباره با اخم کیوتی روتو ازش گرفتی که پوزخندی صدا دار زد
_ خوب دیگه...از مجازات که نمیتونی فرار کنی
پوفی کشیدی چون اون راست میگفت هر کاری هم که میکردی نمیتونستی از این مجازات فرار کنی پس روتو به سمتش کردی
خوب...بگو ببینم مجازاتش چیه ؟
چان پوزخندش کشیده تر شد
_ هوم...کار سختی نیست... مطمئنم میتونی به بهترین شیوه انجامش بدی
پوفی کشیدی
باشه باشه...بگو ببینم چیه ؟
چان آروم لباشو به سمت گوشت برد و لب زد
_ لباسات رو برای ددی در بیار بیب
چ..چی اصلا
_هیسسس ......بیبی اعتراض در کار نیست
ولی....
_ولی نداریم ......لباساتو در میاری یا خودم تو تنت پارش کنم بیبی گرل
و دیگه این داستان تا ساعت ۶ صبح ادامه دارد
(هریون)
- ۱۴.۸k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط