{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدير يك كارخانه كفش دوزي يكي از بازار يابهاي خود را براي

مدير يك كارخانه كفش دوزي يكي از بازار يابهاي خود را براي بررسي به يكي از سرزمين هاي دور فرستاد. او با مشاهده اين كه غالب مردم كفش به پا ندارند تعجب كرد و طي گزارشي به مدير خود نوشت:اينجا فرهنگ كفش پوشي وجود نداشته و بازار مناسبي براي شركت ما نيست اما بازارياب ديگري از طرف شركت از همان محل بازديد و در گزارش خود نوشت:موقعيت اينجا عالي است. اينجا سرزميني است بكر و اماده كشت و بهترين بازار براي فروش محصولات ماست.
حق با بازارياب دوم بود و اقدام به موقع شركت,سود هنگفتي را براي ان شركت فراهم ساخت.
ناپلئون هيل :
پيروزي از ان كسانيست كه مغزي اماده براي جذب دارند.
دیدگاه ها (۵)

لقمان حکیم به فرزند فرمود : ای جان فرزند ، هزار حکمت آموخت...

 یکی از بستگان خدا شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، د...

روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مساب...

: یه برگ جوون روی یک درخت عاشق گل سرخ زیردرخت میشه و هرروز ...

مدير يك كارخانه كفش دوزي يكي از بازار يابهاي خود را براي بر...

مدیر یک کارخانه کفش دوزی یکی از بازار یابهای خود را برای برر...

🔰1000 میلیارد دلار خسارت اروپا از بحران انرژی بخش سوم...🔰

فرانسوی‌ها بعد از انقلاب اسلامی امتیازات ویژه‌ای در اقتصاد ا...

نام: لیونل آندرس مسیتاریخ تولد: 24/ژوئن/1987محل تولد: آرژانت...

شام آخر اثر لئوناردو داوینچی

عبدالله ایران سروایول

شما یادتون نمیاد ولی من یه زمانی نقاش کاغذ بودم

هنرگرد نقاشی گل و گیاه

مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط