عشق معنیِ فراق است نه سودای وصال
عشق معنیِ فراق است نه سودای وصال
عشق دوری و گداز است نه معنای وصال
من ز مجنون وُ ز فرجام جنون دانستم
عشق سوز و تب و ساز است به رویای وصال
عاشقی کندن کوه است و شیرین میدید
عاقبت می نرسد بر سر معنای وصال
شیوه ی کوه کنی ، ریشه ی فرهاد بسوخت
ور نه دانست محالست است محیای وصال
عشق آن طی طریقی ست که مجنون طی کرد
روز و شب در پی لیلی به تمنای وصال
گـــر میسر بشود وصل ، نمیماند عشق
عـشـــــق ، هجر است ، فراق است نه احیای وصال
عشق دوری و گداز است نه معنای وصال
من ز مجنون وُ ز فرجام جنون دانستم
عشق سوز و تب و ساز است به رویای وصال
عاشقی کندن کوه است و شیرین میدید
عاقبت می نرسد بر سر معنای وصال
شیوه ی کوه کنی ، ریشه ی فرهاد بسوخت
ور نه دانست محالست است محیای وصال
عشق آن طی طریقی ست که مجنون طی کرد
روز و شب در پی لیلی به تمنای وصال
گـــر میسر بشود وصل ، نمیماند عشق
عـشـــــق ، هجر است ، فراق است نه احیای وصال
- ۲.۹k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط