پرمرد هر بار ه می خواست اجرت

پيرمرد هر بار كه می خواست اجرت
پسرک واكسی كر و لال را بدهد،
جمله‌ای را برای خنداندن او بر روی
اسكناس می نوشت.
اين بار هم همين كار را كرد.
پسرک با اشتياق پول را گرفت و
جمله‌ای را كه پيرمرد نوشته بود، خواند.
روی اسكناس نوشته شده بود: وقتی
خيلی پولدار شدی به پشت اين اسكناس نگاه كن.
پسر با تعجب و كنجكاوی اسكناس
را برگرداند تا به پشت آن نگاه كند.

پشت اسكناس نوشته شده بود:
كلک، تو كه هنوز پولدار نشدی!
پسرک خنديد با صدای بلند؛ هر
چند صدای خنده خود را نمی‌شنيد ...

یادت باشه))
"اگر می خواهی خوشبخت باشی
برای خوشبختی ديگران بكوش"
دیدگاه ها (۰)

روزی نه چندان دور دور،او هم نگاری بوده است...#hastm_hanooz

بی توحتی باران همبوی تشنگی می دهدگـاهــــی لال مـــی شود آدم...

مادرش آلزایمر داشت...بهش گفت مادر یه بیماری داری ,باید بخاطر...

عشق میان آتش و سایه هاPart: 2 صدای زنگ مدرسه در راهرو پیچید....

شوگا نانا را راهنمایی کرد تا روی مبل کنار پنجره بنشیند.نانا ...

زخم کهنه پارت ۳۸ می زد. چند لحظه به هم خیره موندن و تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط