سرنوشت تو و گذشته من پارت ۹
سرنوشت تو و گذشته من پارت ۹
+-+-+-+-+-+-+:+--++-+++----+++--+------++--+
(تهیونگ همین طور که رو کوک خیمه زده بود نیشخند زد)
+: هر هر مرگ باسن پنیری خوب نقش بازی میکنی
-: غذاتو بخور
+: از روم بلند شو بعدشم نمیخام
-: خفه ....باشه خودم بهت میدم
( تهیونگ از رو کوک بلند شد و رو تخت کنارش نشست و کاسه سوپ رو برداشت وقتی دید کوک لج بازی میکنه کوک رو روی پاش نشوند و اولین قاشق رو بزور تو حلق کوک کرد)
+: اوم... نمیخوام مگه...زوره ( با گرفته شدن فکش توسط تهیونگ و فرو رفتن قاشق تو دهنش خفه شد)
-: مثل بچه ها میمونی اه
+: ( ذهن کوک: اره خوشگله میخام بچه باشم از توی بابابزرگ بهترم شرتکی )
-: شرتکی ؟!
+: میشه ذهن منو نخونیییییی من سیرم نمیخام
-: هه باشه پس میخام شروع کنم ( همین طور که کوک رو پاش بود و کوک به تهیونگ تکیه داده بود سر کوک رو خم کرد و به پشت گردنش خیره شد )
-: کوچولو اگ تکون بخوری تضمین نمیکنم رگت پاره نشه !!
+: فقط آدم باش
-: آدم نیسم خون آشامم ( پشت گردن کوک رو مک زد و بوسید و به واکنش پوست کوک خندید و دندون نیشش رو واردش کرد )
+: وحشی اروم ( سعی کرد تکون بخور که دست های تهیونگ دور کمرش حلقه شدن و محکم نگه داشتنش کوک که داشت به هوم کشید ن های خون آشام از خوشمزهگی خون گوش میداد صبرش تموم شد و موشتی به رون پای عضله ای تهیونگ زد و واکنشی ندید پس پس اینبار که خیلی مثل بچه خرگوش کوچولو ها عصبی شد دست موشت شدش رو محکم به دیک تهیونگ زد ( استغفرالله 😶👿)
-: آخ توله سگ ...آخ...اه ( تا دست ها از دور کمر کوک باز شد زود کوک فرار کرد و از اتاق خارج شد و سرگردون داخل قصر چرخید که جین رو دید)
&: اینجا چیکا میکنی انسان
+: میگم ...تا..تا حالا اگر کسی جرعت کرده باشه موقع تغذیه ارباب از خونش بهش موشت زده باشه ؟!
&: من تا حالا همچین جرعتی نکردم ولی
√: سلام عسیسم ( علامت نامی√) داری براش داستان اون پسر که سر تهیونگ داد کشید و تهیونگ کشتش میگی
&: ببندددد بچه این جاست راستی اسمم جین هس
+:جین من موشت زدم ...وای توروخدا کمک کن
-: کوک گمشو اینجا ( تهیونگ ظاهر شد با موهای ریخته رو صورت سفیدش و چشماش کاملا قرمز شده بود رگ گردنش برجسته شده بود و دست به سینه وایساده بود )
+: نمیام ( پشت جین قایم میشه )
&: اون ترسیده بچه
-: هه به جهنم اون فقط غذاست ولی از نوع شیطونش
√: ولش کن تهیونگ باید بهش
-: ساکتتتت چتون شده انگار یادتون رفت همین انسان ها جلو چشماممم مادرم رو کشتن ( با صدای بلند)
&: اروم باش( میره و تهیونگ رو بغل میکنه )
-: ولم کن کوک گمشو بیا
&: ( در گوش تهیونگ میگه اون بچه چه گناهی کرده ) بهش رحم کن اون....
-: خفهههه کوک بیا
+: ببخشید ارباب ( میره جای تهیونگ که سیلی محکمی میخوره و لبش خونی میشه و رو زمین میافته ) مامان... هق...هق...کا...ش..نمی مردی...شرط۱۳لایک
+-+-+-+-+-+-+:+--++-+++----+++--+------++--+
(تهیونگ همین طور که رو کوک خیمه زده بود نیشخند زد)
+: هر هر مرگ باسن پنیری خوب نقش بازی میکنی
-: غذاتو بخور
+: از روم بلند شو بعدشم نمیخام
-: خفه ....باشه خودم بهت میدم
( تهیونگ از رو کوک بلند شد و رو تخت کنارش نشست و کاسه سوپ رو برداشت وقتی دید کوک لج بازی میکنه کوک رو روی پاش نشوند و اولین قاشق رو بزور تو حلق کوک کرد)
+: اوم... نمیخوام مگه...زوره ( با گرفته شدن فکش توسط تهیونگ و فرو رفتن قاشق تو دهنش خفه شد)
-: مثل بچه ها میمونی اه
+: ( ذهن کوک: اره خوشگله میخام بچه باشم از توی بابابزرگ بهترم شرتکی )
-: شرتکی ؟!
+: میشه ذهن منو نخونیییییی من سیرم نمیخام
-: هه باشه پس میخام شروع کنم ( همین طور که کوک رو پاش بود و کوک به تهیونگ تکیه داده بود سر کوک رو خم کرد و به پشت گردنش خیره شد )
-: کوچولو اگ تکون بخوری تضمین نمیکنم رگت پاره نشه !!
+: فقط آدم باش
-: آدم نیسم خون آشامم ( پشت گردن کوک رو مک زد و بوسید و به واکنش پوست کوک خندید و دندون نیشش رو واردش کرد )
+: وحشی اروم ( سعی کرد تکون بخور که دست های تهیونگ دور کمرش حلقه شدن و محکم نگه داشتنش کوک که داشت به هوم کشید ن های خون آشام از خوشمزهگی خون گوش میداد صبرش تموم شد و موشتی به رون پای عضله ای تهیونگ زد و واکنشی ندید پس پس اینبار که خیلی مثل بچه خرگوش کوچولو ها عصبی شد دست موشت شدش رو محکم به دیک تهیونگ زد ( استغفرالله 😶👿)
-: آخ توله سگ ...آخ...اه ( تا دست ها از دور کمر کوک باز شد زود کوک فرار کرد و از اتاق خارج شد و سرگردون داخل قصر چرخید که جین رو دید)
&: اینجا چیکا میکنی انسان
+: میگم ...تا..تا حالا اگر کسی جرعت کرده باشه موقع تغذیه ارباب از خونش بهش موشت زده باشه ؟!
&: من تا حالا همچین جرعتی نکردم ولی
√: سلام عسیسم ( علامت نامی√) داری براش داستان اون پسر که سر تهیونگ داد کشید و تهیونگ کشتش میگی
&: ببندددد بچه این جاست راستی اسمم جین هس
+:جین من موشت زدم ...وای توروخدا کمک کن
-: کوک گمشو اینجا ( تهیونگ ظاهر شد با موهای ریخته رو صورت سفیدش و چشماش کاملا قرمز شده بود رگ گردنش برجسته شده بود و دست به سینه وایساده بود )
+: نمیام ( پشت جین قایم میشه )
&: اون ترسیده بچه
-: هه به جهنم اون فقط غذاست ولی از نوع شیطونش
√: ولش کن تهیونگ باید بهش
-: ساکتتتت چتون شده انگار یادتون رفت همین انسان ها جلو چشماممم مادرم رو کشتن ( با صدای بلند)
&: اروم باش( میره و تهیونگ رو بغل میکنه )
-: ولم کن کوک گمشو بیا
&: ( در گوش تهیونگ میگه اون بچه چه گناهی کرده ) بهش رحم کن اون....
-: خفهههه کوک بیا
+: ببخشید ارباب ( میره جای تهیونگ که سیلی محکمی میخوره و لبش خونی میشه و رو زمین میافته ) مامان... هق...هق...کا...ش..نمی مردی...شرط۱۳لایک
- ۴.۳k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط