{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#برای‌دیدنت

#برای‌دیدنت
کودکی سه ساله ام
برای گرفتن #دستانت
پیر مردی نود و چند ساله
برای نشستن کنارت
#جانبازی از جنگ برگشته
و برای حرف زدنت
لحظات آخر یک #اعدامی

برای #بوسیدنت
اولین سیگار بعد از کما
برای.دوست‌داشتنت
یک گرگ در انتظار زمستان
و برای رفتنت
آخرین پر یک #قمار باخته

و برای خوشبختی
باید به #خواب‌هایم ایمان بیاورم...💙
دیدگاه ها (۰)

جهان در آغوشم بود؛ کاش زمان در سکوتِ آن لحظه از نفس می‌ایستا...

رفته‌ای از بر سایه، نفسی باز پس آی که من آن صبر ندارم که نشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط