{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

sorry

sorry❗
#sorry
𝑷𝑨𝑹𝑻 20
ویو هویج:
ات خواست دور بشه که یه پسر قد بلند تر از خودش برخورد کرد.
پسره: جایی تشریف میبری کوچولو؟
ویو ات:
راستش من تا وقتی جین بهم میگفت کوچولو با اینکه مخالفت میکردم ولی پنهانی عاشقش لقبم بودم اما الان حالم بهم خورد.
پسره دستمو گرفت و داشت منو میکشید که صدای جین شنیده شد
_با کوچولوی من جایی تشریف میبری هیجو؟ دزدی خوب نیستا از من گفتن بود دستاتو بردار تا قطعشون نکردم
هیجو دستامو ول کرد و من پریدم تو بغل جین.
_هیچ گوهی که نخوردین با خانوم کوچولوم؟
همه از ترس سرشون رو به معنی منفی تکون دادن
_خوبه.... به جیسونگ میگم ترتیبتونو امشب بده
و دست منو گرفت و دور شدیم و به جایی که نشسته بود برگشت. پاهاشو از هم باز کرد و با نگاه بهم گفت بشینم.
منم نشستم وسط پاهاش دستاشو دور کمرم حلقه کرد.
حس میکنم دوست پسرمه یا شایدم داره اینجوری نقش بازی میکنه تا بقیه بهم نگاه نکنن.
دستش محکم شد و من رو به خودش چسبوند و گفت
_اذیتت که نکردن؟
=نه. _مطمئن باشم؟
سر تکون دادم
_ببخشید باید تو رو پیش خودم نگه میداشتم
=اشکالی نداره تو که نمیدونستی
و موهامو بوسید.
وایسا وایسا برگردیم عقب... اون.... موهامو... بوسید...
_همینجا بمون دیگه نمیزارم اذیتت کنن
ویو هویج:
بقیه ی مهمونی به ارومی گذشت اما یک چیزی برای دخترک عجیب بود از وقتی که هیجو نزدیک بود بهش تج*اوز کنه جین مهربون تر شده بود و مول یه پارتنر باهاش رفتار میکرد، ات گیج بود اما خوشحالم بود که حداقل میتونه برای یه شب اون توجهیو که میخواد از فرد مورد علاقش بگیره....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز روز شلوغی بودا برام حمایت کنید خستگیم در بره 😔✨
و اینکه داریم به پارتای اخر نزدیک میشیممم🦭
شرایط:
لایک: 10
کامنت: 15
بازنشر: 4
.
.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۱۷)

sorry❗#sorry 𝑷𝑨𝑹𝑻 21ویو جین: شب اتو بردم خونه خواب بود هنوز ...

sorry❗#sorry 𝑷𝑨𝑹𝑻22 𝑳𝑨𝑺𝑻 𝑷𝑨𝑹𝑻هشدار: سد اند❗ویو ات: رفتم تو ا...

sorry❗#sorry 𝑷𝑨𝑹𝑻 19ویو جین: اماده شدمو از اتاق اومدم بیرونو...

sorry❗#sorry 𝑷𝑨𝑹𝑻 18ویو ات: داشتم دنس میرفتم که دیدم ساعت پن...

خون آشام من My vampire 🦇 part25لوری : از جیمین دور بمون ات: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط