{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع، ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه، خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!
دیدگاه ها (۱)

با رنگ و بویت در دلمباد را نقّاشی می کنمتو می وزیبارانِ شکوف...

روزی زنی در تو متولد می شود که عاشق من است و میمیرد مردی در ...

من تشنه ی دیدار تو هستم تو چه هستیآیینه ی دیوار تو هستم  تو ...

دلا بسوز ک سوز تو کارها بکند

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

Between Sleep and Breath

P : 31

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ...

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ن...

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ن...

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ن...

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط