از تو دستور میگیرن البته بهت خبرمو میدم که چی به بقیه دستور بدی
𝓖𝓲𝓻𝓵_𝓶𝓸𝓯𝓲𝓪#
𝓟23
+از تو دستور میگیرن البته بهت خبرمو میدم که چی به بقیه دستور بدی
*معامله ها
+تو میری
*چرا من
+دست راستم کیه
*من
+خب
*من از این میترسم که بفهمن
+نمیفهمم من که سر هیچ معامله ای نرفتم فقط از پشت مشتا نظارت کردم و تو هم پیش من بودی حالا تو میری به عنوان نماینده ام هر وقت هم به مشکلی بر خوردیم یه جوری میپیچونمشون یا بهت میگم که چیکار کنی
*چشم
ویو کوک
اونشبی که رفته بودیم معامله کنیم کیم گفت که مثلث طلایی میخواد محموله ای رو تحویل بگیره پس ماهم نقشه کشیدیم و اون محموله رو به فنا دادیم عملیات مون خوب بود معامله مون هم سر دخترش بود که با من تا وقتی که مثلث طلایی رو نکشوندیم پایین زن من میشه ولی بدن خیلی خوبی برای به ف*ا*ک دادن داره😈ولی خب فک کنم اخلاق نداره هر دفعه با من رو به رو میشه اخماش میره تو هم ولی خب ادبش میکنم داشتم فکر میکردم که یهو گوشیم زنگ خورد کیم بود چه حلال زاده گوشیو برداشتم و گفتم
-بله پدر جون(چه زود وا دادی برار)
ب.ت جئون یه خطر پیدا شد برامون
-چی
ب.ت:مثلث طلایی زنگ زد بهم
-هه فکر نمیکردم بخاطر یه محموله کوچیک بخواد به کسی زنگ بزنه
ب.ت:این فقط بخواطر محموله نبود
-پس بخواطر چی بود
ب.ت:بخواطر این بود که...
میدونم میدونی میخاد که چی بگه ولی دستم درد گرفت
𝓟23
+از تو دستور میگیرن البته بهت خبرمو میدم که چی به بقیه دستور بدی
*معامله ها
+تو میری
*چرا من
+دست راستم کیه
*من
+خب
*من از این میترسم که بفهمن
+نمیفهمم من که سر هیچ معامله ای نرفتم فقط از پشت مشتا نظارت کردم و تو هم پیش من بودی حالا تو میری به عنوان نماینده ام هر وقت هم به مشکلی بر خوردیم یه جوری میپیچونمشون یا بهت میگم که چیکار کنی
*چشم
ویو کوک
اونشبی که رفته بودیم معامله کنیم کیم گفت که مثلث طلایی میخواد محموله ای رو تحویل بگیره پس ماهم نقشه کشیدیم و اون محموله رو به فنا دادیم عملیات مون خوب بود معامله مون هم سر دخترش بود که با من تا وقتی که مثلث طلایی رو نکشوندیم پایین زن من میشه ولی بدن خیلی خوبی برای به ف*ا*ک دادن داره😈ولی خب فک کنم اخلاق نداره هر دفعه با من رو به رو میشه اخماش میره تو هم ولی خب ادبش میکنم داشتم فکر میکردم که یهو گوشیم زنگ خورد کیم بود چه حلال زاده گوشیو برداشتم و گفتم
-بله پدر جون(چه زود وا دادی برار)
ب.ت جئون یه خطر پیدا شد برامون
-چی
ب.ت:مثلث طلایی زنگ زد بهم
-هه فکر نمیکردم بخاطر یه محموله کوچیک بخواد به کسی زنگ بزنه
ب.ت:این فقط بخواطر محموله نبود
-پس بخواطر چی بود
ب.ت:بخواطر این بود که...
میدونم میدونی میخاد که چی بگه ولی دستم درد گرفت
- ۷۴
- ۱۲ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط