{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دل امشبم یاد نگاریست که نیست

در دل امشبم یاد نگاریست که نیست
در کوچه ی دل شوق ِوصالیست که نیست
چندیست که این درختِ پاییــزیِ دل
در شوقِ رسیدنِ بهاریست که نیست
دیدگاه ها (۲)

می شود پیدانمایان ، آشکارالکه ی ابریکه باران را بشارت می دهد...

تدبیر من است هر شب تا دل بکنم از توچون روز بتابد باز من در ع...

عهد کردم که دراعماق خودم حبس شومحس کنم هیچ شدن را و در او لم...

عشق یک داغ است بر صورت درددرد هم اشکی است برچهره ی سرداز درد...

یاد آن جلوه ی مستانه کی از دل برود؟این نه موجی است که ازخاطر...

‍ ‍ از باده ی لبانت ، باید چشیده رفتناز گرمی وصالت ، تب آفری...

،دیگر سراغت را از نارنج رها شدهدر پیاله ی آب نخواهم گرفتدیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط