{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دل امشبم یاد نگاریست که نیست

در دل امشبم یاد نگاریست که نیست
در کوچه ی دل شوق ِوصالیست که نیست
چندیست که این درختِ پاییــزیِ دل
در شوقِ رسیدنِ بهاریست که نیست
دیدگاه ها (۲)

می شود پیدانمایان ، آشکارالکه ی ابریکه باران را بشارت می دهد...

تدبیر من است هر شب تا دل بکنم از توچون روز بتابد باز من در ع...

عهد کردم که دراعماق خودم حبس شومحس کنم هیچ شدن را و در او لم...

عشق یک داغ است بر صورت درددرد هم اشکی است برچهره ی سرداز درد...

اللهم عجل لولیک الفرج

در حوالی پاییزی بارانی، در کوچه‌باغ‌های شهری غریب که آشناتری...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط