دوست دارم وقتی یهجایی میرم کسی کاری بهم نداشته باشه نگاه

دوست دارم وقتی یه‌جایی میرم کسی کاری بهم نداشته باشه نگاه‌م نکنه،چیزی نگه،نیاد طرفم و فقط بذارن تو حال خودم باشم انگار که دارم جلوی یه ادم نابینا راه میرم یا رو‌به‌روی یه ناشنوا داد میزنم چون گاهی مجبورم برم اونجا اگه به انتخاب خودم بود نمی‌رفتم.
هیچوقت نمی‌خوام پیشم باشن چون اخرشم هیچکدوم‌‌شون نمیفهمن چرا دارم فلان حرفو میزنم و با توجه به خودشون یه برداشتی میکنن فقط بعضی اوقات انرژیشو دارم که باهاشون کنار بیام ولی دقیقا همون روزا غیر قابل تحمل تر میشن.
آدما وقتی واقعا ناراحتن جالب میشن،چیزایی میگن که انتظار گفتنشو ندارن سعی نمیکنن ظاهرشونو حفظ کنن و خود واقعی‌شونو نشون میدن. همیشه وقتی حالتون بده من هستم ولی خوب که میشین دیگه دوست ندارم پیشتون باشم چون نود درصد حرکاتتون واقعی نیست.
الان یه ادم کم‌حرف و ساکت جلوه میدم-
نه اتفاقا من همه‌چیز میگم در عین حال هیچی نمیگم،یعنی کلی حرف میزنم هر چیزی از ذهنم رد بشه رو بیان میکنم ولی آخرش باهاشون نمیشه به جایی رسید چون هیچکدوم جدی نیستن و حتی اونقدر ذهنم خلوت نیست که متوجه بشم چی دارید میگید.
دیدگاه ها (۰)

دوست داشتن؟ منو وارد بازی کلمات نکن اونم وقتی کلیشه ای پوچ و...

خیانتخیلی سادست...اگه با دوست، همکار، همکلاس و یا هر کسی طور...

دامِر دربارهٔ هشتمین قربانی‌اش،اِرنِست میلِر،گفت:«ما کل آخر ...

.•بہ‌قول‌فرۅغ‌فـࢪخزاد :- من‌سراپاخیـٰال‌اۅشدھ‌ام 💭 . . !

آقا اومدم یچیزی بگم این سری خیلی وقته که بنده هم گشادتر از ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط