{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲۱:


و رفتیم اتاقامونو ببینیم که روی در نوشته بود اما و استیسی و اتاق بعدی کای و چانی و اتاق بعدی وی و جیمین و اتاق بعدی سارا و جولیا و اتاق بعدی جی هوپ و جونگ کوک و اتاق بعدی سوهو و سهون و اتاق بعدی جسیکا و جسی بل و کامیلا و اتاق بعدی بکی و چن و اتاق بعدی دی او و شیومین و اتاق بعدی rmو جین و شوگا هر کی وارد اتاق خودش شد با اون سبکی که دوست داشت واقعا داشتیم شاخ درمی آوردیم چطوری سر یک ماه.... ما هنوز به همدیگه عادت نداشتیم و قرار بود بلک پینک هم باشه ولی نشد اونا با گروه گات سون افتادن داشتن از هرس میمردن مخصوصا جنی و لیسا ( خیلی خوش حالم بسوز بسوز تو باشی که انقدر کای و وی و کوکی نکنی برید به جهنم ) صبح شد و از اتاقا بیرون اومدیم و مثل همیشه اما زودتر ار بقیه بیدار شده بود و صبحانه رو حاضر کرده بود اما با یک تیشرت یاسی و شلوار جین تنگ با موهای لخت و جیهوپ یه اما رو آنالیز کرد رفت نشست و جیمین هم بیدار بود تا خود صبح و چانیول اومد پایین چشمم به چشمش افتاد و سریع گفتم: سلام صبح بخیر.
دیدگاه ها (۲)

پسر جذاب چرا آخه با دل هممون بازی میکنی

عرررررررررررررررر این رنجونو میخوام بخورم

پارت۲۰:و کامیلا پرید بغل اما دی او با تعجب نگاه میکرد چون خی...

پارت ۱۹:وی و جیمین نگاه میکردن به بچه ها ولی من یعنی اما فاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط