یه روز تو گرمایی بودیم که شتر می مرد پدرم به من گفتتوی
یه روز تو گرمایی بودیم که شتر می مرد پدرم به من گفت:(توی این گرمای سوزان چی می چسبه گفتم یه آب خنک گفت نه گفتم چی پس گفت یه چای گرم بعد من داشتم سکته می کردم 😂🤣☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕☕
- ۱.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط