خسته شدم...خسته شدم ازاین تکرارادم...هاکاش یکی بیایدکه بق
خسته شدم...خسته شدم ازاین تکرارادم...هاکاش یکی بیایدکه بقیه فرق کند....ازعشق بگویدنه هوس....بانو...به هرکه که صدای بم داشت و ریش هایش درامده بود...مردنمی گویند...مثل اینکه به هرکس که ظرافت دخترانه داشت ....زن نمی گویند...باورکن..خداتورا ازادافریده...زیباافریده...تالایق باشی...لایق اینکه گوهرافرینش شوی...پس چراانقدرزود خودت رامی بازی...انقدرزود بانامش قنددردلت اب می شود وقتی میدانی دنیاپراست ازکسانی که ازمردانگی نامش راباخودمی کشند..وقتی میدانی هنوزهیچ کسی برای عاشقی کردن جلونیامده...وقتی میدانی توبرای انها تاریخ انقضا داری ووقتی تاریخت بگذرد ....باید تمامی مصیبت هارا تنها به دوش بکشی....پس تنها بمان...باورکن تنهایی باارزش ترین ظلم دنیاس وقتی که کسی راازجنس خودت پیدانکرده ای...همیشه لازم نیست کسی همراهت باشد...گاهی فکراینکه چقدرراحت زندگی می کنی ازهرهمراهی بهتراست ...همراه به چه کارت میاید...وقتی ظرافت دخترانه و گوهروجودت درامان نباشد.....باورکن هیچ چیزباارزش ترازاین نیست که تو بجنگی...بجنگی ....که به خداثابت کنی توهمانی که عزیزترین فرشته اش چون تورانخواست ازدنیا رانده شد.....هیچ چیزباارزش ترازاین نیست که ازدست خودت راضی باشی.....بگذارهرچه می گویند...بگویند....مهم نیست ...بی شک گوهروجودت وشوق تنهاییت کورشان کرده........
- ۱.۴k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط