پارت 8..................
ویو فردا صبح ساعت7
*: زندگیم پاشو بریم جلسه
&: هوم الان پا میشم
یونا پاشد رفت حموم منم رفتم حموم ۲٠ مین
اومدم بیرون موهامو خوشک کردم چون خیلی لخت بود حالتی بهش ندادم یه خط لب قهوه ای کشیدم یه لیپ گلاس کیکو زدم رژ گونه یه خط چشم تیز کشیدم ریمل و هایلایتر تمام لباسمو پوشیدم (اسلاید بعد) خیلی خوشگل شدم رفتم دنبال یونا یونا هم خیلی جذاب شده بود با اون موهای صورتیش لباسش هم صورتی بود(اسلاید 2)من موهام مشکیه اون موهاش صورتی تضاد جذابی داریم دستمو جلوش گرفتم وگفتم
*: جون چه دختری اختیار میدی بریم سوار ماشین شیم
&: معلومه
رفتیم طبقه ماشین ها یه لامبورگینی مشکی با اکلیلای چری رنگ انتخواب کردم و رفتیم سمت جلسه رفتم درو برای یونا باز کردم پیاده شد و رفتیم بالا یه نفر به یونا چش غره رفت گفتم
*: چش غره نرو سرتو برگردون هوشَ بابا
یه ایش زیر لب گفت و رفتیم طبقه بالا به یونا نگاه کردم رفتیم داخل اتاق من اسلحه همراه داشتم پس خطری تحدیدم نمیکرد
*: سلام اقای هوانگ
هوانگ: سلام خانم پارک خوش اومدین
قرارداد رو خوندم 2 میلیارد پول بود برای بادیگارد های جدید امضاء کردم و رفتیم بیرون از اتاق زنگ زدم به جونکوک
مکالمه کوک با هانا
*: الو کجایی کوکی
~: خانه هستم خانم پارک
*: عه شدم خانم پارک پس هیچی دیگه
~: گوه خوردم بیب بگو جانم؟
*: اوم نوش جونت حاضر شو بیا با یونا جیمین بریم رستوران
~: چشم بیبی بانی میام
*: اوهوم خوبه ادرسش رو برات میفرستم
~: باشه بیبی بانیم میبینمت
*: بای بای
~: بایی
پایان مکالمه
*: یونا زنگ بزن به جیمین بگو حاضر شه بیاد رستوران یون بانگ
&: باشه
مکالمه یونا با جیمین
_: جانم بیبی گرلم
&: سلام عشقم میشه حاضر شی بیای رستوران سون بانگ جونکوک و هانا هم هستن
_: باشه میام بیبی گرلم
&: بوس به کلت میبینمت
پایان مکالمه
حرکت کردیم به سمت رستوران بچه ها جلودر منتظرمون بودن اول ماشین رو نشناختن ولی وقتی پیاده شدم جونکوک سرتو پامو نگاه کرد و گفت
~: جون چه عسلی سلام
*: زهر مار مرتیکهه
_: سلام بیبی گرلم چه زیبا شدی
&: سلام ممنونم
رفتیم داخل غذا سفارش دادیم و خوردیم
*: زندگیم پاشو بریم جلسه
&: هوم الان پا میشم
یونا پاشد رفت حموم منم رفتم حموم ۲٠ مین
اومدم بیرون موهامو خوشک کردم چون خیلی لخت بود حالتی بهش ندادم یه خط لب قهوه ای کشیدم یه لیپ گلاس کیکو زدم رژ گونه یه خط چشم تیز کشیدم ریمل و هایلایتر تمام لباسمو پوشیدم (اسلاید بعد) خیلی خوشگل شدم رفتم دنبال یونا یونا هم خیلی جذاب شده بود با اون موهای صورتیش لباسش هم صورتی بود(اسلاید 2)من موهام مشکیه اون موهاش صورتی تضاد جذابی داریم دستمو جلوش گرفتم وگفتم
*: جون چه دختری اختیار میدی بریم سوار ماشین شیم
&: معلومه
رفتیم طبقه ماشین ها یه لامبورگینی مشکی با اکلیلای چری رنگ انتخواب کردم و رفتیم سمت جلسه رفتم درو برای یونا باز کردم پیاده شد و رفتیم بالا یه نفر به یونا چش غره رفت گفتم
*: چش غره نرو سرتو برگردون هوشَ بابا
یه ایش زیر لب گفت و رفتیم طبقه بالا به یونا نگاه کردم رفتیم داخل اتاق من اسلحه همراه داشتم پس خطری تحدیدم نمیکرد
*: سلام اقای هوانگ
هوانگ: سلام خانم پارک خوش اومدین
قرارداد رو خوندم 2 میلیارد پول بود برای بادیگارد های جدید امضاء کردم و رفتیم بیرون از اتاق زنگ زدم به جونکوک
مکالمه کوک با هانا
*: الو کجایی کوکی
~: خانه هستم خانم پارک
*: عه شدم خانم پارک پس هیچی دیگه
~: گوه خوردم بیب بگو جانم؟
*: اوم نوش جونت حاضر شو بیا با یونا جیمین بریم رستوران
~: چشم بیبی بانی میام
*: اوهوم خوبه ادرسش رو برات میفرستم
~: باشه بیبی بانیم میبینمت
*: بای بای
~: بایی
پایان مکالمه
*: یونا زنگ بزن به جیمین بگو حاضر شه بیاد رستوران یون بانگ
&: باشه
مکالمه یونا با جیمین
_: جانم بیبی گرلم
&: سلام عشقم میشه حاضر شی بیای رستوران سون بانگ جونکوک و هانا هم هستن
_: باشه میام بیبی گرلم
&: بوس به کلت میبینمت
پایان مکالمه
حرکت کردیم به سمت رستوران بچه ها جلودر منتظرمون بودن اول ماشین رو نشناختن ولی وقتی پیاده شدم جونکوک سرتو پامو نگاه کرد و گفت
~: جون چه عسلی سلام
*: زهر مار مرتیکهه
_: سلام بیبی گرلم چه زیبا شدی
&: سلام ممنونم
رفتیم داخل غذا سفارش دادیم و خوردیم
- ۶۶
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط