از مَلَکها و پریان سَرتری
از مَلَکها و پریان سَرتری
مهربانتر از تو در دنیا ندیدم خواهری
این زبانم قاصراست از وصف تو
چون تو رویایی و من خاکستری
چشم تو چون دُرِّنایاب است عزیز
ابروانت همچو شمشیر نبرد است تیزتیز
دلخوشم در آسمان چون با تواَم
خواهرم از طالعم اشکی نریز
گر نباشی من عصایم سربی است
با تو هر شب آسمانم آبی است
هرکُجا باشم، به یادت قانعم
چون که مهرت در دلم حکاکی است
آرزوی است بر دلم خوشبختیات
روحم و جان و تنم قربانیات
قرنهاست کس ندیده در زمین
این همه صداقت، پاکی و انسانیت
هر چه گفتم قطره ایست از مهراو
خواهری چون او رویاییست بر سرم
مهربانتر از تو در دنیا ندیدم خواهری
این زبانم قاصراست از وصف تو
چون تو رویایی و من خاکستری
چشم تو چون دُرِّنایاب است عزیز
ابروانت همچو شمشیر نبرد است تیزتیز
دلخوشم در آسمان چون با تواَم
خواهرم از طالعم اشکی نریز
گر نباشی من عصایم سربی است
با تو هر شب آسمانم آبی است
هرکُجا باشم، به یادت قانعم
چون که مهرت در دلم حکاکی است
آرزوی است بر دلم خوشبختیات
روحم و جان و تنم قربانیات
قرنهاست کس ندیده در زمین
این همه صداقت، پاکی و انسانیت
هر چه گفتم قطره ایست از مهراو
خواهری چون او رویاییست بر سرم
- ۶۹۷
- ۲۱ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط