{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام ای تو غزل در غزل مخاطب من

سلام ای تو غزل در غزل مخاطب من
سلام همدم و هم داستان هر شب من
برای چشم تو دنیا ز چشم من افتاد
بخاطر لب تو جان رسیده بر لب من
شراب شو شرر و آب شو ، پر از شر و شور
بریز بر قدح از عطش لبالب من
قسم به آنکه جز او لایق پرستش نیست
که جز پرستش تو نیست دین و مذهب من
رقم زدند به عشق تو سرنوشتم را
رخ تو طالع من چشم توست کوکب من
به لطف دوست به جایی رسیده ام که بجاست
هزار قیس تلمذ کند به مکتب من
عجیب نیست که این شعر بوی گل بدهد
که در خیال تو آغشته است امشب من . . .
ناصر_عبدالمحمدی
دیدگاه ها (۱۹)

یاد #باران خاطراتم را بیادم زنده کرد مهر رفت #آبان رسید و با...

یه قانونی تو دنیا هست به نامِ قانون من و تو !یعنی تو با هر ک...

و این بودتمام حکایت ماتو باران بودیو من مردی کهچتر به همراه ...

#تاج_و_طوفانپارت ۵۱: فضول حرفه‌ای وارد می‌شودبیرون اتاق…تهیو...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 104 ✦...

سناریو:از نفرت تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط