{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:11

-و قطعا برادرت صاحب بهترین زندگی ممکن میشه، هردوی شما میتونین مثل یک اشراف زاده زندگی کنین. مطمئن میشم همچین اتفاقی بیوفته
پیشنهاد وسوسه انگیزی بود...
اما کار درست چیز دیگه ای بود...
+ن..نه
-من هیچوقت از تو نظر نخواستم، اما بهت فرصت میدم تا فردا اگر موافقت کردی که همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه...اما درصورتی که اذیتت کنی....مجبور میشم با دست و بال بسته ببرمت تو جایگاه عروس، تصمیم با خودته
+چ..چی؟
-فردا میام پیشت، هر تصمیمی بگیری، عوابقش روی کیم سارانگ هم تاثیر میزاره
+چی گفتی؟
-شب خوش
+صبر کن، من نمیخوام اینجا بمونم صبر کن....
رفت بیرون و در بسته شد.
+هی
بالاخره تصمیمت رو گرفتی....
حتی برای صلاح برادرت هم که شده...
مجبور بودی....
دیدگاه ها (۰)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:12تو تمام زندگیت میخواستی یه ...

همسر شاهزاده اعظم

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:00در میان تاریکی.....جرقه‌ی ک...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:08در رو بستی و رفتی رختکن.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط