تو مثل پنجره، من قطره های بارانم
تو مثل پنجره، من قطره های بارانم
که پشت شیشه ات آن قدر ها نمی مانم
شبیه بافه مویت بکش به سینه ات آه
مرا که دور از آغوش تو پریشانم
بیا و زمزمه کن عشق را که من گوشم
بیا و درد دلت را بگو که من جانم
تو از غم شب تنهایی ام چه می دانی
شبیه من که از آغوش تو نمی دانم
دوباره نم نم این ابرهای دل نازک
بیا و پنجرگی کن که رو به پایانم
که پشت شیشه ات آن قدر ها نمی مانم
شبیه بافه مویت بکش به سینه ات آه
مرا که دور از آغوش تو پریشانم
بیا و زمزمه کن عشق را که من گوشم
بیا و درد دلت را بگو که من جانم
تو از غم شب تنهایی ام چه می دانی
شبیه من که از آغوش تو نمی دانم
دوباره نم نم این ابرهای دل نازک
بیا و پنجرگی کن که رو به پایانم
- ۳.۹k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط