{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی سریع پارت دادم😂😂

خیلی سریع پارت دادم😂😂

❌هشدار:این قسمت از لحظات چارلستوری پر است❌

نام:اواز شیطان
پارت:5

(در هتل)

وگی:شما شیطان رادیویی عزیزه قویه خاک توس سره خب بیشعور مگه من به تو نمیگم برو دلیل کار های چارلی رو پیدا کن!!!!💢💢💢💢💢💢
راوی:الستور با نگاهی عاشقانه چارلی را نگاه میکنه که داره برای بقیه چیزی رو توضیح میده و وگی متوجه این تغییر در الستور میشه و
وگی:امممم پس که اینطور؛مثل اینکه شیطان رادیو بزرگ عاشق چیزی یا بهتر بگم عاشق کسی شده؟!!؟
راوی:الستور با سرعت نور حالتش رو تغییر داد و
الستور:چی؟!کی؟!من!!من عاشق...
وگی:خب ادامه ی حرفت
راوی:الستور سریع بحث را عوض کرد...
الستور:درظمن،من دلیل کار های چارلی رو پیدا نکردم
راوی:وگی صحنه ای دید که واقعا شوکه شد وقتی شیطان رادیویی اسم چارلی را اورد صورتش نرم و مست مانند شد و وگی مطمئن شد که الستور عاشق شده
راوی:وگی برای اولین بار با الستور مهربون حرف زد...
وگی:الستور من 4 ساله دارم تو بهشتو جهنمو زمین امثال ادم هایی مثل تورو میشورم میزارم کنار بگو چیشده؟
الستور با لکنت:من من عاشق...
وگی با ذوق:بزار حدس بزنم تو عاشق_
راوی:الستور حرف وگی را قطع کرد
الستور:عاشق چارلی!!
راوی:وگی که از اولش هم میدونست جوری رفتاد میکنه که انگار شوکه شده😅
الستور:جان جدت بگو چارلی از چه چیز هایی خوشش میاد؟؟
وگی:از رنگین کمان_از شادی_از گل رز قرمز_
الستور با دوق:پس من براش گل رز قرمز میگیرم و به بانوی رویاهام تقدیم میکنم
وگی زیر لب:باورم نمیشه شیطان رادیو ای که تا دیروز داشت یه چند تا گناهکار پاره میکرد الان با دوق داره میره برای عشقش گل بخره *با خنده*عالیه!

*بعد از خرید گل*

الستور:وگی وگی
وگی:کوفت،مرض،زهر انار چی میگی زهر ترکم کردی!!!
الستور:گلو گرفتم حالا چی؟
راوی:وگی محکم دستشو زد به پیشونیش و زیر لب گفت
وگی:خدایا،شیطان رادیو ای قدرتش هم قد شیطانه بعد اینقدر عقل نداره گلو بعد باید چیکار کنه😒😒
الستور:چیزی گفتی؟
وگی:نه بابا،بعدشم الان میری عین ادم گلو تقدیم چارلی میکنی فقط عین آدم.
*این داستان ادامه دارد*
دیدگاه ها (۰)

الستور توی حالت های مختلف

پدر نیست که...کوه دماونده قوربونش بیشممم🌹💖🌹💖🌹💖🌹💖

بعد از دوسال پارت جدید دادم😅نام رمان:آواز شیطانپارت:3*در برج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط