{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


با عشق جهانگیر من و غمزه یاران
معنی دگر میدهد این فصل بهاران

مهمان خیالت شده ام‌ هر شب و هر روز
از وصف تو عاجز همه افسانه سرایان

چشمان تو چون جام شرابیست که من را
بی خود کند و مست کند لیل و نهاران

از قامت سَروَت چه بگویم که نگارا
حیرت زده از قامت تو سرو و چناران

لعلت گل سرخی است که گر ناز کنی،من
فریاد کشان پر زنم همراه هَزاران

گیسوی تو در باد و باران ‌که کند رقص
من رشک برم کاش شوم قطره ی باران

دستان تو همچون گل یاسی است که با ناز
دل میبرد از نرگس و از لاله عذارن

گر مست شوی هوش رود از سر و از جان
عطر تو برد هوش ز من، می ز خماران

آتش زند این عشق مرا هیچ‌ نگویم
چون عشق بیاید شود آتش چو گلستان

بی عشق خزان است دلم فصل بهاران
ای ابر بهاری گهر عشق بباران

• سیده حدیثه موسوی ❄️


#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #love #عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

‌به جستجوی توبر درگاه کوه می گریم،در آستانه دریا و علفبه جست...

روز مادر بر تمام مادران سرزمینم علی‌الخصوص مادرای ویسگونی مب...

آن چنان جای گرفتی تو به چشم و دل منکه به خوبان دو عالم نظری ...

آن هنگام که خواهان عشق‌ اَند زیباترین واژه ها را می‌آورند بر...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط