با لبخند
با لبخند
نشانی خانه ی تو را می خواستم
همسایه ها می گفتند:
«سال ها پیش به دریا رفت
کسی دیگر از او خبر ندارد!»
به خانه ی تو نزدیک می شوم
تو را صدا می کنم
درِ خانه را می زنم
باران می بارد...
هنوز...
باران می بارد...
نشانی خانه ی تو را می خواستم
همسایه ها می گفتند:
«سال ها پیش به دریا رفت
کسی دیگر از او خبر ندارد!»
به خانه ی تو نزدیک می شوم
تو را صدا می کنم
درِ خانه را می زنم
باران می بارد...
هنوز...
باران می بارد...
- ۱.۹k
- ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط